آب صاف شود ، پس آن آب صاف بگيرند و در ظرفى ديگر كنند و خاكستر تازه در آن آميزند و همچنين تا پنج مرتبه بلكه هفت مرتبه و بعد از آن ، از اين آب قدرى بخورانند .
و چون شير منجمد شده به تدبير مذكوره گداخته شود ، بهتر آن است كه قىء فرمايند تا زود برآيد . و اگر قىء نيايد ، تليين فرمايند كه خارج گردد ؛ زيرا كه ماندن آن در بطن بسيار مضرّ است . و بعد از آن به زودى شير نخورانند « 1 » .
و بهتر آن است كه به عوض شيرِ مرضعه ، شير شتر و يا بز و يا گاو تا چند روز بخورانند . و بهتر آن است كه علف اين حيوانات ، سداب و قيصوم و برگ حماض و امثال اينها باشد .
و اگر طفل شير مادر و يا مرضعه را نتواند گذاشت ، شيرده را اغذيهء لطيفهء مقطّعه بخورانند و از مغلّظات باز دارند و از هرچه مفسد و مغلظ خون است نيز و گاه گاه ترياق فاروق بخورانند هم طفل و هم مرضعه آن را « 2 » . و شير به تفاريق اندك اندك بخورانند . و شير شكم سير به او نخورانند . و گاه گاه او را بگريانند . و شكم او را پوشيده دارند .
و خاصيت شير بز در تذويب شير و خون بسته ، قوى الأثر است ، حتّى خون بستهء مرده در عروق را ؛ خصوص كه آن را تعليف به علفهاى مناسبه نموده باشند ؛ پس شير بز در اين باب ، بهترين البان است .
و بدان كه هم چنان كه شير در معده منجمد مىگردد ، خون نيز به هر نحو كه در معده ريزد - از عرقى كه منشق گردد و يا غير آن - تدبير آن نيز همان است كه در تجبُّن لبن ذكر يافت و علامات آن نيز همان علامات است .
[ هيضه اطفال ]
[ ه - ] و نيز از آن جمله ، هيضه است
آن ، عبارت از قى و اسهال مفرط است كه دفعتاً عارض گردد . و سبب آن ، اكثر از بسيار شير خورانيدن پى در پى و يا شير و غذاى پى در پى در هم ؛ كه شير اوّل هنوز هضم
هامش
( 1 ) . ب : بخورانند .
( 2 ) . ب : او را .