تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1009

مساهمون:

ص١٠٠٩
حبّه . و مُرِّ مكّى به قدر يك دو حبّه وقت خواب دو سه دفعه به او بلع نمايند « 1 » . و به هنگام سحر يا صبح زود ، حلواى مغز بادام و يا حلواى گردكان بخورانند سرفهء مزمن را زائل گرداند . و سينهء آن را به موم روغن و پشم ، به نحو مذكور گرم نگاه دارند . و چون سرفه با نزله و زكام باشد ، بايد كه آب گرم بر سر او بسيار بريزند « 2 » . و هنگام « 3 » سحر كه وقت حركت نزله است ، حلواى بادام عسلى به او بخورانند . و سر او را پوشيده دارند . و ببايد دانست كه در سرفهء اطفال هرچند بلغمى باشد ، اشياء مفرطة الحرارة و اليبوسة استعمال نبايد نمود ؛ خصوصا كه با آن حرارت و تب باشد . كه در اين ، بايد تمامى همّت مصروف بر نضج مادّه و اطفاء حرارت باشد و بسا باشد كه حرارت تب بلغمى به تحليل رفته احتياج به تدبير ديگر نباشد . و سرفه بلغمى كه با آن حرارت باشد ، اين دوا مفيد است : به دانه ، اصل السوس مقشَّر ، عنّاب ، گل بنفشه ، گل گاو زبان ؛ از هر يك به قدر حاجت بگيرند و بجوشانند و بخورانند و هر گاه تليين مطلوب باشد ، شيرخشت و يا ترنجبين خالص هر كدام كه به دست آيد در آن حل نمايند . و اگر به دست نيايد ، مغز فلوس خيارشنبر در آن حل نمايند و با قدرى روغن بادام بخورانند و مسهلات ديگر ، اكثر مضرّاند . و حَبّ « كاگراسينگى « 4 » » كه در مركّبات ، نسخهء آن ذكر يافت ، سرفهء اطفال را بسيار نافع است . و بسا هست « 5 » كه در سرفهء بلغمى به حرارت ، اكثر جهّال ، ادويهء شديد الحرارهء و قوّى التجفيف استعمال نمودند و به سبب تجفيف رقيق و تغليظ آن ، ضيق النّفس و بعضى را تب محرقه به هم رسيده و بعضى را ورم ريه و يا نفخهء طحال كه در اصطلاح اهل هند به « دَبَّه » مشهور است .
هامش
( 1 ) . ب : فرمايند . ( 2 ) . الف : نريزند . ( 3 ) . ب : به هنگام . ( 4 ) . الف : كاگراسنگى . ب : كاگراسينگى . هر دو لفظ در كتب اردو آمده است اما در كتاب مخزن الادويهء مؤلف ( كاگراسينگى ) آمده است . ( 5 ) . ب : است .