[ امراض فم الاطفال ]
بيست و هشتم : امراضُ الفَم
[ قلاع دهان اطفال ]
[ قلاع دهان اطفال ]
[ الف ] از آن جمله ، قِلاع دهان است
آن ، عبارت است از قروح صغار است كه در غشاء فم و لسان به هم رسد [ كه ] از آن جمله ، آن چه بى عفونت است ، آن را « قلاع » نامند و آن چه با عفونت است آن را « آكله » . و چون غشاء دهان اطفال و زبان ايشان در نهايت نرمى و نازكى است ، لهذا متحمّل لمس و مسّ پستان - خصوص كه اندك تكمهء آن بزرگ و يا خشن باشد و در شير ، حدّت و گرمى باشد - نمىباشد و شير مطلقاً به سبب قوّه جلائى كه دارد ، موجب تضعيف غشاء است دائم و بدين سبب ، اكثر اوقات دهن ايشان جوشش مىنمايد ؛ خصوص وقتى كه شير ردىء الكيفيّة باشد . و قروح دهان ، اقسام مىباشد .
و بدترين همه ، سياه فحمى است ؛ يعنى به رنگ انگِشت و اين ، اكثر قاتل مىباشد . و اسلَم ، قروح سفيد آن است .
و بعد از آن ، سرخ . و اوسَط ميان هر دو - يعنى سياه و سفيد - سرخ و زرد است . و بالجملة ، از لون آن ، استدلال بر نوع خلطى كه سبب « 1 » آن است توان نمود .
علاج آن : به حسب آن خلط ، تعديل مزاج مرضعه و طفل نمايند . و آنچه در تدبير قلاع دهان كبار مذكور خواهد شد - ان شاء اللّه تعالى - از آن خفيف تر و سهل تر استعمال نمايند . و اين اشياء نيز قلاع دهان اطفال را نافع است : برگ گاو زبان نيمسوخته نرم سوده بر دهان و زبان ايشان بپاشند .
و نيز بنفشهء تنها نرم سوده بر آن بپاشند و اگر قليلى گل سرخ نيز اضافه نمايند بهتر است . و در بلغمى ، قليلى زعفران نيز . و خرنوب ، فقط همين عمل نمايد . و به عصارهء خَس و عنب الثّعلب و فرفخ بر « 2 » دهان ماليدن روزى چند مرتبه ، قلاع دموى و صفراوى را سودمند است .
و اگر قوى تر مطلوب باشد ، اصل السوس محكوك مسحوق را ذرور نمايند . و اين دوا ،
هامش
( 1 ) . ب : خلط و سبب .
( 2 ) . ب : ( بر ) حذف شده .