تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1001

مساهمون:

ص١٠٠١
در آن چيزى شبيه به غدّهء صلب است ، بايد كه سهل‌انگارى ننمايد طبيب از معالجهء آن ؛ زيرا كه بسا هست كه مىگردد صعب و علّتِ معروف به « وَرَم كثيرُ الأرجُل » . علاج آن : آن است كه پرهيز دهند « 1 » مرضعهء آن را و اصلاح غذاى آن نمايند و استفراغ آن نمايند اگر واجب باشد . و در مِنخَرَينِ طفل ، مقدار يك حبّه خردلِ اسود را سوده ، در پنبهء پيچنده ، گذارند تا آن كه آن را بخراشد ؛ پس مداواى آن به مراهم نمايند . و اگر محتاج به خراش آن به آهن باشد به سبب صلابت ، به آهن بخراشند و باكى ننمايند مادام كه اكثار ننمايند در آن . و ترياقى كه در وجع اذنين ذكر يافت در آن بمالند .

[ انقباض انف اطفال ]

[ د ] و نيز از آن جمله ، انقباض انف است

بسا هست كه عارض مىگردد در آماق اطفال كشيدگى به حدّى كه كشيده مىگردند منخرين آن و چون تنفّس نمايد به هم آيند . و بيش تر اين ، از فساد مزاج دماغ عارض مىگردد . علاج آن : چكانيدن شير است بر سر آن . و بگيرند لبن تازه دوشيدهء منجمد به انفحه را و بر سر آن اندازند و بالاى آن برگ اسفيدش گذارند و تسعيط او به دهن بنفشه نمايند . و مرضعهء او را پرهيز فرمايند و ماء الشعير بخورانند و سر طفل را به آبى كه در آن خشخاش جوشانيده باشند بشويند .

[ حكاك منخرين اطفال ]

[ ه - ] و نيز از آن جمله ، حكاك منخرين است

بسا هست كه حادث مىگردد اطفال را خارش منخرين به حدّى كه به وجع مىآيد . علاج آن : ماليدن سركه است بر آن يك مرتبه يا دو مرتبه . اگر از اين زائل گشت بهتر و الّا ، در سركه اندك نوشادرى حل نموده به ملايمت بمالند كه زائل مىگردد و اگر از اين نيز زائل نگردد و استحكام يابد ، سرِ سوزن در آن فرو برند تا آن كه اندك در آن نشيند پس بر آن سركه بمالند .
هامش
( 1 ) . الف : نمايند .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 1001 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى