تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 999

مساهمون:

ص٩٩٩
اين ، بيش تر در هنگام تناول غذا كه سرفه و يا عطسه آيد و يا حركتى شديد اتّفاقا واقع شود و بدان سبب چيزى كه در دهن باشد ، در مجراى انف جَهَد و همان جا بماند و طفل به سبب ضعف قوّت ، آن را نتواند دفع نمايد « 1 » ؛ خصوصاً وقتى كه به تكلّم نيامده و قادر بر تكلّم نباشد كه بيان كند . و آن چيز در آن جا بماند و دغدغه نمايد و متعفّن گردد و بخار آن به دماغ رسد و بدين سبب ، هميشه متوحّش مىباشد و بدخوئى مىكند و به غذا و غير آن « 2 » ميلى و رغبتى نمىنمايد و زردرنگ ضعيف و نحيف و بى خواب مىباشد و به سبب وحشت و غير آن و عفونت آن چيز ، تب « 3 » خفيفى ، لازم او را مىباشد و تنفس از آن جانب نمىتواند نمود بدون نزله و هر ساعت دست بدان جانب مىبرد و مىمالد . علاج آن : اين است « 4 » كه بينى آن را از اندرون و بيرون ، تمام چرب نمايند و از روغنى كه در آن قدرى موم گداخته باشند تا زود خشك نگردد و مُعِين بر ترقيق و تحليل آن گردد . و طفل را بر پشت بخوابانند و چند قطره روغن در بينى آن بچكانند و بعد از آن در وقت بيدارى ، مُعطِّسى به شامّهء آن رسانند و يا بدمند به قوّت تمام تا عطسه نمايد و آن چيز برآيد . و اگر بر اين « 5 » تدبير مندفع نگردد ، او را بر پشت بخوابانند و دهن او را به دست محكم بگيرند و دهن خود را بر منفذ بينى مسدود نهاده به قوّت بدمند و متعاقب آن پى هم ، در منفذِ مخالف آن - يعنى منفذ مفتوح - از آن قوىتر ؛ تا به زور نفَسِ طفل و ريح نفَس دمنده ، آن چه در آن منفذ بند شده باشد برآيد . و بسا هست كه بعد از تدهين و تليين ، منفذى را كه مفتوح است بگيرند تا طفل ناچار دهن بگشايد و در آن ، نفَس به قوّت بدمد تا به زور آن ، منفذِ مسدود گشوده ، آن چيز از آن برآيد از راه گلوى او ؛ چنان چه حكيم اكبر معروف به « حكيم ارزانى « 6 » » نوشته كه « بعضى
هامش
( 1 ) . الف : نما . ( 2 ) . الف : ( غير آن ) حذف شده . ( 3 ) . الف : جزيت . ( 4 ) . ب : آن آن است . ( 5 ) . ب : به اين . ( 6 ) . حكيم محمد اكبر ارزانى ، مفرح القلوب ، هند ، مطبع قادرى ، ص 493 .