اطفال را همين علّت عارض گرديد و به هيچ تدبيرى زائل نمىگرديد .
بعد [ از ] تحقيق سبب ، چون به تدبير مزبور پرداختند ، از بينى ايشان چند دانه برنج برآمد و بعضى را نخود و يا دانهء انارِ متعفّن شده و تب ايشان عن قريب زائل گرديد و صحّت يافتند » ؛ پس چون اطفال صاحب اكل باشند از اين تدبير در حقّ ايشان غافل نبايد بود .
هرگاه طفل از خارج چيزى در بينى خود كرده باشد ، [ اگر ] آن چيز ، مرئى باشد و توان برآورد به دست كارى ، بلاتوقّف برآورند و الّا به تدابير مذكوره نگذارند كه به طول انجامد و متعفّن گردد و فساد نمايد .
هرگاه به سبب يبس و خشكى بينى باشد ، به چكانيدن شير و تسعيط ادهان مناسبه و تدهين و ترطيب يافوخ آن پردازند و دائم بينى آن را پاك نمايد
[ سده انف اطفال ]
[ ب ] و نيز از آن جمله ، سدّهء انف است
بسا هست كه عارض مىگردد طفل را سدّهء انف به حدّى كه قادر بر تنفّس نمىباشد ؛ گويا او را خَشم [ ( سده بينى ) ] به هم رسيده . و سبب آن ، بيش تر رطوبت غليظى است كه متولد گردد از لبن .
علاج آن : اصلاح كيفيت لبن است و پرهيز دادن مرضعه و ريختن آب گرم است بر سر آن و انكباب بر بخار آب گرم و ماليدن سر آن به دست به ملايمت و يا به خرقهء خشنى و خوفى در آن نيست ؛ هرچند در زمان سرما و يا هواى سرد باشد و آب از بينى آن جارى باشد و عطسه نمايد و قبل از آن جايز نيست كه آن را عطسه فرمايند و بر سر او روغن بمالند ؛ زيرا كه تدهين با سدّه مخوف است .
[ انفتاخ انف اطفال ]
[ ج ] و نيز از آن جمله ، انتفاخ انف است
بسا هست كه عارض مىگردد در بينى اطفال ، انتفاخى ؛ به حدّى كه غليظ و سطبر گردد و وجع نمايد و آرام و سكون نيابد . پس بايد كه ملاحظه نمايند اندرون بينى او را : اگر