تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 997

مساهمون:

ص٩٩٧
علاج آن ، آن است كه هر صبح ، چشم آن را به بول گرم [ طفل ] بشويند . و سرمهء اصفهانى در چشم او بكشند . و بر حوالى چشم آن از خارج توتياى مغسول مسحوق خشك بمالند . و از گرد و غبار و بوى بغل و بوى جَوزِ تر يعنى پوست گردكان‌تر و بوى خربزه و بوى خوش و شمامه محفوظ دارند . و اگر دودهء چوب گز در چشم او كشند تا به سبب حدّتى كه دارد آب از چشم و بينى او جارى گردد بسيار مفيد است . و مرضعهء آن را از تناول اشياء باردهء رطبه و مبخِّره باز دارند . و گاه از صداع به هم مىرسد . [ كه ] علامت آن ، گريه و قلق با « 1 » انطباق باشد . فصد نمايند اين هنگام مرضعه را و نظر نمايند به سوى قارورهء آن : اگر خام رطوبت است ، علاج آن اين « 2 » است كه مُدِرّات به آن بياشامند و مداواى سر طفل ننمايند نزد هنگام صداع آن ، كه اگر حار باشد تدبير آن ننمايند و اگر بارد است نيز ، تسخين آن ننمايند ، بلكه معالجهء مرضعهء آن نمايند . و اگر با انطباق جفن هدوء و سكون باشد و چون چشم او را بگشايند در آن رمصى و حمرتى نباشد ، به چشم طفل كُحل شلودى « 3 » با توتيا . و اين كُحل بكشند : بگيرند رماد حلزون ، يك جزء و از توتياى هندى نيز يك جزء و از حضض دو جزء و از كُحل شلودى « 4 » ، سه جزء ، بسيار نرم سوده بدان اكتحال نمايند به چشم طفل كه جفن او مرتفع مىگردد . و اگر نمىتواند كه بر دارد جفن را ، بگيرند شَحم رُمّانِ بَرّى را و نرم سوده به اندكى اشق و ضماد نمايند به آن نزد خواب بر جفن اعلى كه برمى دارد آن را . و سر طفل را خوب بپوشند كه گرم ماند .

[ زرقت چشم اطفال ]

و نيز از آن جمله بيست و ششم : زَرقَت چشم است

آن ، عبارت از كبودى طبقهء عنبيهء چشم است .
هامش
( 1 ) . الف : يا . ( 2 ) . ب : آن آن است . ( 3 ) . ب : شلوذى . ( 4 ) . ب : شلوذى .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 997 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى