[ حول اطفال ]
و نيز از آن جمله بيست و چهارم : حَوَل است
آن ، عبارت از ميل نمودن چشم است به جانبى و لازمهء اين « 1 » آن است كه يك چيز دو نمايد .
و حدوث آن در اطفال يا بعد از صرع و يا از اضطجاع يعنى به پهلو خوابانيدن در حالت شير خورانيدن زمانى طويل و نگاه نمودن آن به يك جانب تا ديرى و يا صداى بلندى و مانند آن به يك دفعه به طفل رسد كه دفعتاً چشم خود را به يك جانب حركت دهد و به همان حالت « 2 » تا زمانى طويل نگران باشد .
علاج آن ، اين است « 3 » كه به زودى تدارك آن نمايند كه عضلات آن استحكام نيابد . و بهترين تدابير آن است كه چيزى سرخ برّاق به گوشهء چشم مخالف [ به ] جانبِ مايل و يا به كنار گهوارهء او بندند كه دائم ميل و توجّه به جانب آن نمايد تا چشم ميل به دو نمايد و بر قرار اصلى آيد ؛ زيرا كه اطفال بالطبع طالب و مشتاق ديدن چيزهاى سرخ برّاق و شعلهء چراغاند .
و يا آن كه بُرقُعه « 4 » بر روى ايشان دركشند و در مقابل حدقه ، برقع را بشكافند و به محاذات آن چراغ روشن نمايند تا به تكلّف بدان نگرد و چشم او به اصلاح آيد ؛ چنان چه كجى روى صاحب لقوه را به نظر كردن در آئينهء چينى علاج مىنمايند . و مرضعهء آن را بايد كه اغذيهء لطيفه بخورانند و در حول صرعى ، از اغذيهء مبخره و جماع احتراز نمايند كه بسيار مضرّ است .
[ التصاق جفن اطفال ]
و نيز از آن جمله بيست و پنجم : التصاق جفن است
آن ، عبارت از چسبيدن پلك چشم است به هم . و اين چون زياده از مقدار مقرّرى خواب اطفال به هم رسد ، مقدّمهء رَمَد است و منذر به آن .
هامش
( 1 ) . ب : ( اين ) حذف شده .
( 2 ) . ب : جانب .
( 3 ) . ب : آن آن است .
( 4 ) . ب : برقع .