آن چه از فرط جفاف است ، علاج آن سعوط لبن مرضعه با روغن بنفشه و تكميد چشم آن به آب گرم و شستن سر آن « 1 » و بدن آن به آب نيم گرم . و [ علاج فرط رطوبت ] يا به آبى كه « 2 » در آن راسن جوشانيده باشند و [ يا ] اكتحال به كحل اصفر كه عبارت از سحيق لادن با « ودع » « 3 » است .
[ غموض عين اطفال ]
و نيز از آن جمله بيست و دوم : غموض است
آن ، عبارت از آن است كه طفل ، چشم خود را بپوشد و باز نتواند كرد . [ و ] سبب آن ، رطوبات غليظه در سر است .
علاج آن ، پرهيز دادن مرضعهء آن است و اصلاح لبن آن . و ماليدن سر آن به خرقهء خشنى و غَسل جميع بدن به آب گرم و شستن زبان « 4 » آن به آب سماق چند مرتبه و ماليدن بينى او تا آن كه عطسه آيد . و چون به اطالت كشد ، مهلك است و علامت اهلاك آن ، اختلاج وجه است .
[ سلاق اطفال ]
و نيز از آن جمله بيست و سوم : سلاق است
آن ، عبارت از سِطَبرى پلك چشم است . و اين نيز اكثر از بسيار گريستن ايشان عارض مىگردد .
علاج آن ، مانند علاج بياض حدقه است . و پنبه را به آب برگ عنب الثعلب تر كرده و بر پلك گذارند . و آن چه از سبب گريه نباشد ، بلكه از عَرَق مرضعه و يا رايحهء بغل او باشد ، علاج آن قوىتر است ؛ به آن كه محرور المزاج را بوئيدن كافور و مبرود المزاج را شمّ مشك و عنبر و يا اكتحال آن با آب عليق كه زائل مىگرداند به زودى . هر صباح به بول گرم ، چشم آن را « 5 » مىشويند و بعد از آن آب برگ عنب الثعلب بچكانند .
هامش
( 1 ) . ب : ( آن ) حذف شده .
( 2 ) . الف : ( كه ) حذف شده .
( 3 ) . ب : بادوغ .
( 4 ) . الف : ( به آب گرم و شستن زبان ) حذف شده .
( 5 ) . الف : ( را ) حذف شده .