تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 992

مساهمون:

ص٩٩٢
علامت آن ، اين است « 1 » كه به آن چندان درد و وجع نمىباشد . علاج آن ، اين است « 2 » كه حضض را در شير « 3 » حل نمايند و طلا كنند و بعد از آن به طبيخ بابونه و آب بادروج بشويند .

[ رمد اطفال ]

و نيز از آن جمله هفدهم : رَمَد است

آن ، عبارت از ورم ملتحمه است . تدبير آن ، است « 4 » كه تا سه روز متوجّه معالجهء آن نگردند ؛ خصوص به ادويهء موضعيه كه هيچ دوا به چشم آن نمالند و نرسانند . و غذاى مرضعه و طعام او ، تريد « 5 » كلّه پاچه باشد . و از هر غذائى كه چرب باشد پرهيز نمايند و از خوش بوئى دور دارند . و اگر چشم بسيار به هم چسبيده باشد ، شير مرضعه و يا غير آن بر پنبهء آلوده در گوش او گذارند . و شير دختر در اين باب بهتر از شير پسر است . و پنبهء كهنه را به دود گز يا سرگين الاغ گرم نموده بر پشت چشم او « 6 » گذارند . و به بول گرم شستن اثر عظيم دارد . و شير دختر براى پسر و شير پسر براى دختر بهتر است كه در چشم آن بچكانند . و بعد از سه روز زيره و مغز گردكان با هم سَحق بليغ نموده ، به آب دهن بر كف دست گذاشته ، بسيار بمالند تا مانند مرهم گردد ، پس بر روى پنبه گذاشته ، شير بَر او دوشيده بر پشت چشم بندند ، شب‌ها و روزها بسيار مفيد است ؛ خصوصاً در ايام زمستان رمَدِ ريحى را . و اگر بدين تدبير زائل نگردد به حسب « 7 » غلبهء خلط ، تنقيهء آن بايد نمود .
هامش
( 1 ) . ب : آن آن است . ( 2 ) . ب : آن آن است . ( 3 ) . الف : سير . ( 4 ) . ب : تدبير آن آن است . ( 5 ) . ب : ثريد . ( 6 ) . ب : آن . ( 7 ) . الف : سبب .