آن مذكور خواهد شد - . و در اسكات گريهء آن ، حيلهها جويند به حسب دوا و يا اعمال .
و اگر احتياج بسيار داعى گردد ، مرضعهء آن را قليلى مخدّر بخورانند ؛ بلكه طفل را نيز تا از گريه بازماند ؛ زيرا كه گريه باعث زيادتى تجفيف و بيدارى و ضعف قوّه است . و تدبير بُكاء ايشان نيز - ان شاء اللّه تعالى - مذكور خواهد شد . و جهت ازالهء تشنّج اعضاء ، تدهين به ادهان مناسبهء مذكوره « 1 » و غير آن نمايند .
سوم : آن كه از غلبهء رطوبت به هم رسد . [ و ] علامت آن تقدّم و وجود اسباب مرطّبه است و ظهور آثار رطوبت . علاج آن ، تجفيف مزاج طفل است به استعمال شيافات گرم مكرّرا و تدهين به روغنهاى گرم و خشك ؛ مانند زيت و روغن قسط و بيد انجير و امثال اينها مفردا و مركّبا .
و مرضعه را به جاى آب خالص ، ماء العسل بياشامند و غذا نان با عسل و يا نخود آب با افاويهء حارّه و جوجه مرغ و امثال آن بخورانند .
چهارم : آن كه از درد ورم كه هنگام برآمدن دندان در منبت آن به هم مىرسد ؛ به سبب قرب و نزديكى به دماغ به هم رسد .
علامت آن ، وجود سبب [ است ] . [ و ] علاج آن ، كوشيدن به تسهيل روئيدن اسنان و تدارك ورم آن است به آن چه در ورم لثّه « 2 » - ان شاء اللّه تعالى - مذكور خواهد شد . و ازالهء تشنّج را كه عَرَضِ « 3 » آن است ، به تدهين به ادهان مناسبه نمايند . و اكثر تشنّج حادث در اين هنگام اطفال را امتلائى مىباشد اگر با عقل و حبس طبيعت باشد . و گاه يبسى نيز اگر با تب محرقه و يا اسهال مفرط باشد ؛ به حسب هر يك تشخيص درست نموده به معالجهء آن پردازند .
پنجم : آن كه از ضعف و فساد هضم به هم رسد . و ظاهر است كه در اين صورت ، البتّه بلغم زائد مىباشد و اعصاب - به جهت ضعف - قبول مىنمايند آن را . و طفل را كه تن آن فربه و تنومند باشد ، بيش تر حادث مىگردد ؛ به سبب كثرت فضول و ضعف اعضاءشان « 4 » .
هامش
( 1 ) . الف : مناسبه و مذكوره .
( 2 ) . الف : ورم لثيه .
( 3 ) . ب : غرض .
( 4 ) . ب : اعضاى آنها .