و اگر اين تدابير سودمند نيفتد ، روغن تخم خشخاش و يا روغن تخم كاهو [ در ] ميان صدغين و تارك سر و مهرههاى پشت او بمالند . و اگر از اين قوىتر خواهند ، قدرى پوست خشخاش را در آب بخيسانند و نقوع آن را با قدرى نبات به مرضعهء آن بخورانند و مقدار بسيار قليلى به طفل نيز .
و شيرهء تخم خشخاش در طعام او داخل نمودن ، باعث تنويم است . و اگر قدرى تخم خشخاش و تخم كاهو و تخم كدو را با هم نرم سوده ، اندك آبى پاشيده ، در صرّه بسته ، بر يافوخ و كف دست و پاى طفل بمالند و يا هر كه را تنويم منظور باشد و حرارت و يبس بر دماغ او غالب باشد « 1 » ، خواب آورد و بويانيدن افيون نيز .
و اگر ازين تدابير گريهء او تسكين نيابد و خواب او را نبرد ، بايد كه اين تركيب تا مقدار يك درهم بخورانند « 2 » و كبير السِن را تا دو درهم بخورانند « 3 » ؛ صنعت آن : تخم خشخاش ابيض ، تخم خشخاش اصفر ، حب السمنه ، بزر كتان ، بزر فرفخ ، بزر لسان الحمل ، بزر الخَس ، بزر الرازيانج ، انيسون و كمون ، جوز جندم ، بزرقطونا ، اجزاء مساوى هر يك را جدا جدا اندك بريان نمايند و سواى بزرقطونا همه را نرم بكوبند و در هم كنند و به وزن مجموع ، شكر خلط كنند .
اگر خواهند در نهايت قوّت تنويم باشد ، بايد كه به قدر ثلث يك جزء از اجزاء افيون در آن داخل نمايند ؛ زيرا كه اين دوا بسيار مؤثّر است و منوّم قوى است . و ليكن چون قابض و حابس بطن است و مخدّر ، هنگامى كه سبب آن فساد روح نفسانى و منذر به ريح الصبيان باشد ، استعمال نتوان نمود .
[ فزع اطفال در نوم ]
و نيز از آن جمله دهم : فزع طفل است در نوم
يعنى ترسيدن در خواب به سبب ديدن خوابهاى هولناك و اين ، بر سه قسم است :
يكى : آن كه در بيدارى از چيزى ترسيده باشد . و آن صورت در خيال آن استقرار يافته هر گاه در خواب رود و حواسّ ظاهرهء آن معطّل ماند و عقل مدبّرهء آن در تدبير ظاهر بى كار و مستور ماند ، همان صورت خياليهء او جلوه نمايد و موجب فزع و خوف او گردد .
هامش
( 1 ) . ب : بود .
( 2 ) . الف : ( بخورانند ) حذف شده .
( 3 ) . ب : ( بخورانند ) حذف شده .