تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 984

مساهمون:

ص٩٨٤
علاج آن ، تجويد غذاى مرضعه و طفل است . و جوارش مقوّيه خورانيدن . و روغن ايرسا و روغن سوسن و يا روغن حنا و يا روغن خيرى ماليدن . و ساير تدابير ، همان است كه در قسم سوم ذكر يافت . و اين نوع ، فى الحقيقة قسمى از آن است ؛ بنا بر كثرت وقوع و تفاوت در بعضى تدابير على حِدَه ذكر يافت . ششم : آن كه به جهت اضطراب و حركت عنيفه يا به جهت سقطه المى و التِوائى در عصب به هم رسد با سلامتى مبدأ آن كه دماغ و نخاع است . [ و ] علامت آن حدوث تشنّج است متّصل به سبب . علاج آن ، اصلاح حال عضو مؤوف است به اضمدهء مقوّيهء مرطّبه و دلك و نطول .

[ كزاز اطفال ]

و نيز از جمله امراض ايشان هشتم : كُزاز است

به ضمّ كاف و دو زاء معجمه ميان هر دو همزه ، عبارت از تشنّجى است كه ابتدا نمايد از عضلات ترقوه و متمدّد سازد آن را به سوى قدّام يا خلف يا يمين يا يسار و بعضى اطلاق مىنمايند كُزاز را بر هر تمدّدى و به فارسى « ريحك » نامند . و اسباب آن بسيار است ؛ از سوءِ تدبير پيچيدن در قنداق و يا گهواره كه عضوى از اعضاء آن را آسيبى رسد و يا عضلهء او را بخراشد از اسباب خارجى ؛ و داخلى ، مانند وجع معده و امعاء و غيرها و مادام كه استحكام نيابد ، زوال يابد و چون استحكام يابد و دندان‌هاى او برهم افتد ، عسر البرء است . و آن زمان آن را « كزاز ضاغط » و به فارسى « ريحك » نامند . علاج آن ، در ابتدا آن است كه بدن آن را به روغن بنفشه چرب نمايند و روغن بنفشه را نيم گرم نموده در طشتى ريخته طفل را در آن نشانند . و منع نمايند مرضعهء آن را از اطعمه و اشربهء قابضهء ثقيله . و محافظت نمايند طفل را از هواى بارد . و نظر نمايند عضلى را كه جراحت به آن رسيده به دو نصف ببُرند و اگر در وتر است ، آن را از عضل قطع نمايند كه در همان روز ، كزاز زائل مىگردد . و ساير علاجِ آن ، مانند علاج تمدّد است .