تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 980

مساهمون:

ص٩٨٠
جهت آن كه چون رطوبت ادمغهء ايشان كثير و سهل القبول است ، اين مرض را و منقّيات قويه در ايشان استعمال نمىتوان نمود و تدبير مرضعه نيز كافى نيست ؛ پس بهتر آن است كه به تدبير آن نپردازند و بر طبع خود واگذارند . و اگر از آن مرض شفا يافت ، نزد استكمال مزاج و قرب به بلوغ كه لازمهء آن است نهوض حرارت و ترقيق و تحليل رطوبات و لهذا بسيار كم مىگردند و البتّه خودبه خود امراض رطوبى ايشان زائل مىگردد . قسم دوم : كه آن اجتماع رطوبت است خارج « 1 » قحف زير جلد . و عروض اين بيش تر اطفال را به سبب خطاى قابله به هم مىرسد كه سر آن را به قوّت و شدّت بفشارد و بدين سبب ، افواه عروق موضوعه در آن جا گشوده گردد و دم مائى سيلان نموده تحت جلد سر ايشان مجتمع گردد . و گاه خلط ديگر غير دم رطب مائى مجتمع مىگردد . علامت اين قسم : آن است كه رنگ جلد به حال خود مىباشد و ليكن برآمده و چون انگشت بر آن گذارند و بفشارند فشرده گردد . و اگر سبب آن انفتاح افواه عروق است ، علامت آن گريه و بيدارى طفل است كه لازم آن است و خصوصاً در اوائل . و فرق ميان اين و ورم كه در سر به هم رسد ، تغير لون آن محلّ و مخالفت نفس و احساس به لذغ و وجع لازمهء ورم است و فقدان اين اعراض و وجدان « 2 » آثار سابقهء لازمهء اجتماع رطوبت . علاج آن : اين است كه ملاحظه نمايند كه آن رطوبت بسيار است و يا كم ؟ ! و منحصر در آن محلّ است و متمسّك در آن جا و يا غير محصور ؟ و نزد فشار مندفع مىگردد به داخل و يا نه ؟ پس اگر كثير المقدار و يا غير محصور و به داخل مندفع گردد ، بايد كه به معالجهء آن نپردازند كه تدارك آن خطرناك است ؛ به جهت كثرت مادّه و عدم قدرت به استعمال دواى قوى و سودمند نبودن دواى ضعيف . و اگر قليل المقدار و متمسّك در يك محل باشد ، تدبير آن توان نمود و ليكن به دو نحو :
هامش
( 1 ) . ب : در خارج . ( 2 ) . ب : وجه آن .