يكى
، آن كه ضمادات محلّلهء خفيفه استعمال نمايند و بالاى آن ، قطعه [ اى ] اسرب بندند و از استعمال ادويه و اغذيهء مرطّبه « 1 » ، طفل و مرضعهء آن را دور دارند .
دوم ، آن كه بشكافند تا رطوبت برآيد ، پس ببندند آن موضع را و تا سه روز شراب و زيت بر آن بچكانند ، پس بگشايند ؛ اگر التيام و به هم آمده و اتّصال يافته بهتر و الّا به مراهم و عسل « 2 » علاج نمايند و يا بدوزند به حسب اقتضاء حاجت و وقت .
و احياناً اگر در انبات « 3 » لحم ديرى واقع شود و ضرورت داعى باشد كه « 4 » اندك گوشت آن موضع را بخراشند تا خون آلوده گردد ، پس به مراهم ملحمه استعلاج نمايند كه اين تدبير باعث زود روئيدن گوشت است و ليكن بايد كه مبادرت به شكافتن ننمايند مگر هنگامى كه به اضمدهء محلّله تحليل نيابد .
و اگر ليمو را ببرند و بر آن قدرى نمك پاشيده به آتش گرم كنند و از جانب مقطوع آن موضع روزى سه چهار مرتبه تكميد نمايند ، زود تحليل يابد . و اگر قدرى زردچوبه نرم سوده بر آن بپاشند نيز بهتر است و به عون الهى تا يك هفته زائل مىگردد ؛ و ليكن اين نيز بعد از آن است كه اضمدهء ديگر سودمند نيفتد ؛ زيرا كه حموضت مضرّ است دماغ اطفال را .
و در صورتِ لابُدّى به شَقّ و شكافتن است ؛ خصوص بايد كه آن موافق حجم مجمع الرّطوبة باشد نه زياده و نه كم تر . و اگر بسيار بزرگ بود و به شَقّ يك جانب اكتفا نشود ، دو جانب و يا به سه جانب و ليكن متقاطع بايد نمود تا رطوبات « 5 » غليظهء لزجهء محتبسه در آن بالتّمام برآيد .
و چون اين مرض جوانان و كبير الأسنان را عارض نمىگردد ، لهذا مختصّ به امراض اطفال نمودهاند .
هامش
( 1 ) . ب : مرتبه .
( 2 ) . ب : غَسل .
( 3 ) . الف : انباء .
( 4 ) . ب : بايد كه .
( 5 ) . ب : رطوبت .