[ كثرت بكاء و سهر اطفال ]
و نيز از آن جمله نهم : كثرت بُكاء و سهر است
بدان كه هر يك از اين هر دو را اسباب بسيار است :
يكى : آن كه به سبب درد گوش يا درد امعاء يا درد چشم و غير آن عارض مىگردد . علاج آن ، علاج عضو مؤوف است كه اصل است و اين شركى و عَرَضِ آن .
دوم : آن كه به سبب اورام دماغ باشد . و علاج آن ، ذكر يافت .
سوم : آن كه سبب آن فساد شير در معده باشد . علامت آن ، آن است كه قى ، آن را مفيد باشد و جوع و گرسنگى نيز و شيرى كه از قى برآيد ، ايشان را فاسد باشد و سببى ديگر آن را نباشد .
ظاهراً علاج آن اصلاح حال شير مرضعه است و تقويت آن بعد [ از ] تنقيه . و تدبير اصلاح شير مرضعه ، در فصل بعد از اين - ان شاء اللّه تعالى - مذكور خواهد شد .
چهارم : آن كه به سبب الم و اذيت حادث از استحكام بستن در قنداق به هم رسد . علاج آن ، تدهين بدن طفل است و به تدريج ماليدن آن و با آب گرم - خصوص آبى كه زردچوبه در آن جوشانيده باشند - بدن آن را شستن و غسل دادن .
پنجم : آن كه به سبب سوء مزاج دماغ و فساد روح نفسانى آن به هم رسد . و اين ، مقدّمهء صرع است و در اوائل ماه بيش تر عارض مىگردد ؛ چنان چه ذكر يافت . علاج آن ، آن است كه جندِبيدستر به او بخورانند و بر اطراف يعنى كف دست و پا و ناخن ها و شقيقه و بينى او بمالند و ساير تدابير عند الاحتياج همان تدابير ريح الصبيان است كه ذكر يافت .
از جمله ادويهء منوّمه و مسكتهء گريهء آن كه جامع النفع است در ارجوحه و گهواره طفل را خوابانيدن و سرود و غِناء به لحن حزين ملايم مختصّه به اطفال خواندن و ايشان را به لعب و بازى موافقت حال ايشان مشغول داشتن . و اگر طبيعت ايشان قبض و محتبس باشد ، به شيافات لينه و ملينات نرم داشتن .
و اگر صاحب تميز است ، آن را اندك ترسانيدن - نه به شدّت كه موجب مرض ديگر گردد - بسيار مفيد است .