[ ورم عارض در خارج قحف اطفال ]
و نيز از جمله امراض ايشان ششم : ورم عارض در خارج قحف است
بدان كه گاه در غشاء مجلِّل قحف و يا در جلد سر ، ورم حار و يا بارد به هم مىرسد . و فرق در اين و در اجتماع رطوبت كه ذكر يافت و آن چه از لوازم حارّ و بارد است ، بر نوع ورم استدلال توان نمود . و احساس به الم ضاغط قحف ، لازم جميع اقسام اين ورم است .
علاج آن : به حسب سبب ، به اضمدهء مناسبه و ساير تدابير سرسام است و ليكن خفيفتر از آن در جميع احوال . و اگر مريض قابل حجامت باشد ، حجامت نمايند و اخراج خون قدر مطلوب نمايند . و در كبار و غير اطفال ، فصد نمايند .
[ تشنج اطفال ]
و نيز از جمله امراض ايشان هفتم : تشنج است
يعنى كشيده شدن عضو . و آن ، چند نوع مىباشد :
يكى : آن كه از يبس به هم رسد . و علامت آن ، اين است كه بعد از حميات حادّه و استفراغات ظاهر گردد و خاصّه آن است كه به تدريج حادث گردد . و علاج آن ، تدهين و تمريخ به روغن بادام نيم گرم و يا بنفشه و يا غير آن به تنهايى و يا با موم گداخته بر سر و فقرات ظهر به تفريق و تمام بدن به تخصيص مفاصل بدن آن چرب نمايند به نحوى كه دائم چرب ماند .
و در مكانى كه هواى آن مايل به گرمى و ترى باشد نگاه دارند . و مرضعهء آن را چيزهاى گرم و تر بخورانند و طفل را نيز اگر تواند خورد بخورانند « 1 » . هرگاه هنوز تب يا استفراغ باقى باشد ، تدارك آن به آن چه مناسب باشد واجب دانند . و اين نوع تشنّجِ حادث از حمّى و استفراغ كه هنوز باقى باشد ، اكثر مهلك است ؛ به اعتبار بقاء وجود سبب و افناء رطوبت دم به دم .
دوم : آن كه از قبض طبيعت و بىخوابى و گريهء مفرط به هم رسد . علاج آن ، حلّ طبيعت است به شيافات ملينه و ملينات ديگر و كوشيدن در تنويم آن - به نحوى كه در سهر
هامش
( 1 ) . الف : ( بخورانند ) حذف شده .