تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 979

مساهمون:

ص٩٧٩
اگر ارثى است ، معالجه‌پذير نيست . و ليكن بايد كه ملاحظهء تدبير اغذيهء مرضعهء آن نمايند كه زياده نگردد . و اگر عارضى به سبب فضول رطبهء مجتمعهء در بدن آن است ، علاج آن ، آن است كه اصلاح لبن مرضعهء آن نمايند به اغذيهء موافقه و ادويهء مقابلهء مرض . و به طفل ، « شليثا » مقدار يك حبّه به آب شاه‌بانك بخورانند و بر منخَرَين آن روغن مراره بمالند . و صنعت روغن مراره اين است كه : بگيرند مرارهء كركى ، سه درم و روغن خيرى ، دو درم و دَر هم جوش دهند تا مراره برود ، پس صاف نموده ، تدهين به آن نمايند منخَرَين و مقعده و مذاكير آن را . و شليثا را قطع ننمايند . و دست از پرهيز مرضعه و اصلاح لبن آن برندارند . و در بلدان بارده ، اطعمه و عقاقيرِ « 1 » حار به او بخورانند ؛ مانند فلفل و دارچينى و قرنفل « 2 » و مانند اين‌ها . و در بلاد حارّه جايز نيست مگر در ابتداى علّت ؛ و در انتها مطلقا مجوّز نيست .

[ اجتماع الماء فى رأس الاطفال ]

و نيز از جمله امراض ايشان ، پنجم : اجتماع الماء فى الرأس است

اين ، مرضى است حادث از اجتماع آب در سر اطفال ؛ خواه داخل قحف بالاى غشاء صلب و خواه خارج آن زير جلد « 3 » ؛ زيرا كه محلّ اجتماع رطوبات مذكوره همين دو موضع است . و اين مرض ، بسيار اطفال را به سبب كثرت رطوبت ادمغهء ايشان عارض مىگردد . قسم اوّل : كه داخل قحف بالاى غشاء صلب كه مماسّ و چسبيده به قحف است رطوبت مجتمع گردد . علامت آن ، دشوارى تغميض عين ؛ بلكه عدم امكان آن كه چشم را بند نتواند نمود و هميشه باز وتر باشد و اشك از آن جارى . و اگر صاحب تميز است ، در دماغ خود ثقلى عظيم دريابد و سر را دائم بيندازد و نتواند برداشت . و اطبّاء اين را از جمله امراضى كه حيله [ اى ] در تدبير آن ممكن نيست شمرده‌اند ؛ به
هامش
( 1 ) . الف و ب : اقاقير . ( 2 ) . الف : قرنفل و تبربرى . ( 3 ) . ب : جلد بود .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 979 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى