و يا آب برگ عنب الثعلب و آب برگ تازهء خرفه و آب برگ گشنيز تازه با روغن گل و يا نشاسته با قليل سركه و روغن گل و يا آب برگ عنب الثعلب با روغن گل يا بنفشهتر كوبيده و يا حناىتر كوبيده هر كدام كه به هم برسد بر تارك سر او اندازند .
و برگ خرفهء تازه كوبيده يا « 1 » روغن گل تنها اثر تمام دارد . و بايد كه آن چه بر سر او اندازند ، چون گرم گرديد و ميل به خشكى نمود تبديل نمايند « 2 » ؛ يعنى تازه به تازه سرد اندازند « 3 » .
و همچنين ساعت به ساعت شيرهء تخم خرفهء تنها و يا با قدرى طباشير با آن « 4 » بخورانند .
و بدن او را به آب هندوانه و يا به طبيخ « 5 » اشترخار بشويند و حنا بر كف دست و پاى او بمالند .
و دست و پاى آن را در آب سرد گذارند و طعام و شراب و جميع تدابير طفل و مرضعه بايد كه مبرّد و مرطّب دماغ باشند . و ساير تدابير مناسبه در « قرانيطس » مردم كبار را اين جا ملحوظ نمايند و بعضى را به عمل آورند و خورانيدن ماء الشعير در اين جا بسيار مناسب است .
و اسهال و لينت طبع در اين مرض مضرّ است ؛ پس اگر با آن اسهال نيز باشد ، طباشير و خرفه را بريان نمايند و به طفل بخورانند و مرضعه را سويق شعير با آب و امثال آن ، آن چه قابض باشد و مفيد . مرضعه را از تُخَمه و تكثير غذا باز دارند و تقليل غذا فرمايند كه باعث احتباس طبع طفل است .
[ استرخا اطفال ]
و نيز از آن جمله چهارم : استرخاست
و بسا هست كه طفل را از تغذّى به نان و گوشت و روغن يعنى از اشياء دسمه استرخاء عارض مىگردد ؛ پس بايد كه ملاحظه نمايند : آيا « 6 » آن ارثى است از پدر و يا مادر آن و يا عارضى است او را :
هامش
( 1 ) . الف : با .
( 2 ) . الف : نمايد .
( 3 ) . الف : اندازد .
( 4 ) . الف : به آن .
( 5 ) . طبخ .
( 6 ) . ب : كه آيا .