تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 955

مساهمون:

ص٩٥٥
لِين ، معتدل مجتمع باشد و مسترخى آويخته نباشد ؛ زيرا كه بودن پستان بدين هيأت دليل اعتدال مزاج است . شرط چهارم : آن كه شير او معتدل القوام و معتدل المقدار و سفيدرنگ و شيرين طعم و متشابه الأجزاء و قليل الرغوة باشد و كريه الرايحة نباشد ؛ زيرا كه اين امور همه دليل اعتدال مزاج است و اهمّ مهمّات ؛ زيرا كه غذا [ يى ] باعث قوام بدن طفل شير مرضعه است هرگاه آن نيكو و متّصف به اوصاف مذكوره باشد ، جيد و الّا ردىء است .

[ فايده :

]

و علامت شير صالح ، هفت است :

يكى : آن كه معتدل القوام باشد . و علامت آن ، آن است كه قطره [ اى ] بر ناخن بچكانند ؛ اگر سيلان يابد رقيق است و اگر ثابت ماند غليظ و اگر ميل به سيلان نموده توقّف نمايد ، معتدل است . و ظاهر است كه اعتدال قوام ، دليل كمال نضج و تعادل جُبُنيت و مائيت است . دوم : آن كه معتدل المقدار باشد ؛ زيرا كه فرط كثرت ، دليل زيادتى رطوبت « 1 » و فرط رطوبت ، باعث سرعت قبول عفونت و فساد است و فرط قلّت ، دليل يبس مزاج و ضعف قوّه فاعلهء آن است و شير نيكو ، ميان « 2 » آن هر دو است . سوم : آن كه سفيد رنگ باشد ؛ زيرا كه سفيدى دليل كمال احالهء ثدى است دمويت به « 3 » لبنيت ؛ به جهت حصول مشابهت ميان غاذى و مغتذى . و هر لبنى كه سفيد نباشد نيكو نيست ؛ مانند شير كمد كه دليل برودت و سوداويت مزاج « 4 » و اخضر [ كه ] دليل كثرت سوداء يا جمود غير قويهء مسوّده و اصفر [ كه ] دليل غلبهء صفراء و احمر [ كه ] دليل عجز قوّهء غاذيهء ثدى كه نمىتواند خون را سفيد گرداند كما ينبغى . و مراد از « احمر » اين جا شير سفيد مايل به سرخى است و اگر قوّه در نهايت عجز باشد ، خون سرخ به جاى شير برآيد .
هامش
( 1 ) . الف : رطوبى . ( 2 ) . ب : متوسط ميان . ( 3 ) . ب : را به . ( 4 ) . ب : مزاج است .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 955 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى