و ضرر اغتسال به آب سرد و ريختن آن بر سر به جهت آن كه سَد كنندهء مسامّ و مانع تبخير و احتقان مواد در باطن و باعث حدوث نزلات است و اين امر هرچند در جميع فصول مضرّ است و ليكن در فصل خريف ضرر آن زياده .
و ضرر خواب در مكان سرد نيز بدان جهت است و به جهت اختلاف هوا در آن از برد ليالى و غدوات « 1 » و حرّ ظهاير .
ضرر اجتناب از انكشاف سر در آن نيز بدان جهت است كه به سرعت احداث زكام و سرفه و تحريك نزلات مىنمايد .
و همچنين نوم بر امتلاء در اين فصل ، مضرّ و ممنوع است ؛ جهت صعود ابخرهء آنها به دماغ .
و استكثار فواكه رطبه درين فصل نيز به جهت غليان اخلاط و ضعف حرارت در باطن ، باعث حمّيات مىگردد بدان جهت و به جهت فساد هضم نيز - و اما فواكه غير رطبه به رطوبت زائده ، گاه نافع مىباشند ؛ به جهت تعديل مزاج و بُعد از ايجاب غليان اخلاط .
فايدهء استفراغ در اوائل اين فصل ، تقليل ماده است كه اجتماع يافته است . و منع از قى ، جهت آن است كه قى مهيج اخلاطى است كه در عروق است و اخلاط مذكوره از آن جا به قوّت قى مندفع و اخراج نمىيابد و چون به هيجان و حركت درآيند و به حرارت و ردائت فصل ، تغيرى در آنها به هم رسد ، باعث حمى گردد ؛ پس بهترين تنقيه در اين فصل ، فصد و يا اسهال به مسهلات غير قويه است .
و اكثر اشخاص چنانند كه با وجود غلبهء اخلاط فاسدهء غريبه ، تحريك و تنقيهء آنها مناسب نيست ؛ به جهت آن كه چون به حركت درآيند و تنقيهء تام نيابند و با اخلاط صالحه آميخته [ و ] آنها را نيز فاسد سازند و ردائت هوا و ضعف قوا اعانت آنها نمايد ، لا محاله احداث امراض مناسبهء در آن « 2 » فصل نمايند ؛ پس اولى عدم تعرّض به تحريك و تنقيهء اخلاط است در آن فصل . و بنا بر ضرورت و تقدمهء حفظ صحّت كه آيل به فساد عظيم و ضرر كلّى نگردد ، اولى از اسهال است ؛ به جهت آن كه ادويهء مسهله اكثر شديد التحريكاند .
هامش
( 1 ) . الف : غداوات .
( 2 ) . ب : ( آن ) حذف شده .