خود گيرند در زير سايه نشستن و از گرما خود را پوشيدن و محفوظ داشتن و سكون و آرام گرفتن و مطفياتِ اخلاط تناول نمودن و مبادرت به قى نمودن در اكثر اوقات اگر ممكن و سهل « 1 » و آسان باشد ؛ يعنى صاحب آن سهل القى باشد و در قى نمودن ضرر و اذيت بسيار نيابد ؛ به جهت آن كه در اين فصل به سبب گرمى هوا جميع اخلاط - خصوصاً صفراء در غليان و ثوران مىباشند و به سبب ميل حرارت به سوى ظاهر و مناسبت هوا ، در باطن گرمى چندان نمىماند و لهذا قوّهء هاضمه ضعيف مىباشد ؛ پس بايد كه استعمال مطفيات صفراء و تقليل در غذا و شراب نمايند و رياضت - كه عبارت از حركت باشد - چون محرّك و مثوّر اخلاط و معين بر طبع فصل است لهذا ممنوع است . و دعه و سكون در امكنهء باردهء خنك ، لازم و استعمال قى با سكنجبين و مانند آن جهت دفع موادّ صفراويه ، اهمّ .
و بهترين اغذيه در اين فصل ، اجّاصيه و رمّانيه و اغذيهء باردهء رطبهء قامعهء صفراء [ و ] لطيفة الهضم و آشاميدن شربت ريباس و حماض و تمر هندى و انار و سكنجبين و شراب ليمو و امثال اينها و تناول فواكه رطبهء « مُزّ » « 2 » يعنى ميخوش چاشنى دار ؛ مانند اجّاص و آلبالو و گيلاس و ريباس و امثال اينها و خيار و خيارزه و هندوانه و مانند اينهاست .
اگر تنقيه به قى ميسّر نيايد ، به ملينات به آب فواكه طبيعت را نرم نمايند . و اگر احتياج قوى باشد ، به مانند مغز فلوس خيارشنبر و تمر هندى و اجّاص و هليلهء چرب نموده به روغن بادام با ماء الفواكه و شيرخشت و امثال اينها . و ليكن به مسهلات قويه ، مانند تربد و سقمونيا و غاريقون و امثال اينها از « 3 » مسهلات قويه حتّى المقدور نپردازند كه مؤدّى به فساد عظيم گردد .
از فصد نيز حتّى المقدور و غير ضرورت شديده « 4 » اجتناب نمايند و نزد ضرورت شديده در هنگام متوسّط الحرارة به قدر ضرور و اعتدال به عمل آرند ؛ امّا نه بسيار و نه « 5 » كم . و بعد از آن ، به معدّلات و مطفيات حسب الاحتياج پردازند . و اين قاعده نيز در بلدى است كه
هامش
( 1 ) . ب : اسهل .
( 2 ) . الف : مزه .
( 3 ) . ب : ( از ) حذف شده .
( 4 ) . الف : شده .
( 5 ) . الف : ( و نه ) حذف شده .