اين جهت محتاج به غذا بيش تر مىباشد . و نيز مراد از آن ، قليل التغذيه است ؛ يعنى هرچند در مقدار كثير باشد ، بايد در تغذيه قليل باشد ؛ يعنى خلط كمى از آن توليد يابد .
و مراد از تلطيف در اينجا همين معنى اخير است ؛ زيرا كه به سبب كثرت اخلاط در اين فصل و هيجان و ثوران آنها - چنان چه ذكر يافت - احتياج به ورود بدل ما يتحلّل از خارج كم تر مىباشد .
و به جهت آن كه در اين فصل ، حرارت در باطن بسيار و هاضمه قوى مىباشد ، محتاج بدان است كه چيز بسيارى در معده وارد گردد ؛ جهت اشتغال معده بدان و عدم تصرّف در اخلاط و اعضاء ؛ و لهذا انسَب در آن وقت ، چنان غذايى است كه مذكور شد و آن ، از قبيل بُقول و حبوب غير حارّه است .
و نيز در اين فصل لازم است استعمال مطفيات و مسكّنات موادّ محرّكه مثوّره ؛ تا آن كه اعانت با طبيعت فصل نمايد .
و امّا رياضت معتدله در اين فصل ، اليق و نافع و نيكو است ؛ زيرا كه باعث تحليل مواد كثيرهء غالبهء جامعه است . و كثيرهء مفرطه ، مضرّ [ است ] ؛ به سبب آن كه افراط تحليل و تسخين ، معين بر فصد و تحريك و ثوران اخلاط است . و رياضت ضعيفه ، بى فايده .
بهترين لباس « 1 » در اوائلِ آن ، سنجاب است ؛ به جهت آن كه گرمى آن اندك است . و همچنين جامههاى پنبهدار كه پنبهء آن « 2 » اندك باشد . و اين ، در بلادى است كه ربيع آن جا سرد باشد ؛ خصوصا در اوائل ؛ و امّا در بلادى كه ربيع آن اندك گرم باشد - مانند بنگاله و اكثر بلاد هند - در آنجا احتياج به سنجاب بلكه به البسهء پنبه دار نيست .
تدبير در صيف « 3 »
امّا تدبير در صَيف ، آن است كه تنقيص و تقليل نمايد در اغذيه و اشربه و رياضات و لازم
هامش
( 1 ) . الف : لباسى .
( 2 ) . ب : در آن .
( 3 ) . الف : ( تدبير صيف ) در حاشيه آمده . ب : حذف شده .