بدان كه فصول اربعه ذكر يافت در بيان ستّهء ضررويه به طور حكماء و اطبّاء و حال در اين فصل ، تدبير هر يك از فصول را به طور اطبّاء ذكر مىنمايد .
فصل بهار « 1 »
فصل ربيع ، در اوّل آن بايد كه مبادرت نمايد صاحب حفظ صحّت به فصد و اسهال ؛ و احتراز نمايد از هر ادويه و اغذيهء گرم و تر ؛ به سبب آن كه [ در اثر ] حرارت لطيفه كه در طبع آن فصل است موادّى كه « 2 » در شتا ساكن و منجمداند ، به حركت و ثوران درآمده و سيلان يافته و حجم آن زياده گشته [ و ] آثار كامنهء آنها ظاهر مىگردد و امراض مناسبهء به طبع آن كه حارّ رطب است به هم مىرسد . و از اين جهت به جهت « تَقدِمَةُ الحفظ » ، اطبّاء [ به ] حافظان صحّت امر نمودهاند كه در ابتداى آن فصل تنقيه نمايند به حسب دلائل غلبهء هر خلط از فصد و اسهال و قى به حسب لايق به ادويهء مناسبه .
و قى ، بهترين تدابير است از براى كسى كه ممكن باشد و به آسانى قى نمايد ؛ به جهت آن كه در زمستان ، بلاغم و رطوبت در معده و نواح [ ى ] آن و صدر منجمد مىگردد و در ربيع - به سبب حرارت هوا - به حركت در مىآيد و جهت اخراج آن چه در فم معده و صدر باشد « 3 » هيچ چيزى و تدبيرى بهتر از قى نيست ؛ زيرا كه اگر مندفع ننمايد خوف ريختن به امعاء و حدوث زحير و اسهالات و يا انصباب به اعضاء ديگر و حدوث امراض ديگر است .
و امّا هرگاه كسى معتاد به فصد باشد و به مسهل نباشد و يا آن كه احتياج به اسهال داشته و آثار غلبه خون در او ظاهر مىباشد « 4 » ، براى رعايت عادت او را فصد نمايند . و اگر عادت به مسهل دارد نيز جهت رعايت آن او را مسهل دهند و ليكن فصد اليق است ؛ به جهت آن كه مُخرِج همهء اخلاط است با خون و از اين جهت آن را « استفراغ كلّى » ناميدهاند .
هامش
( 1 ) . الف : ( فصل بهار ) در حاشيه آمده . ب : حذف شده .
( 2 ) . ب : را كه .
( 3 ) . الف : ( باشد ) حذف شده .
( 4 ) . الف : نباشد .