و رعايت عادت ، عبارت از آن نيست كه شخص غير معتاد به فصد را مثلًا با وجود دلائل غلبهء خون و احتياج به فصد و حجامت و غير آن ، فصد و حجامت ننمايند ؛ بلكه بايد كه به مقتضاى استعداد به عمل آورند .
و همچنين هر گاه احتياج به مسهل و يا قى و يا غير اين هر دو دريابند ، بايد كه به تدبير و تدارك آن پردازند « 1 » ؛ تا آن كه كار به دشوارى و امراض صعبه نكشد ؛ زيرا كه هر امر عادى اوّلًا و ابتداءً بنا بر احتياج غير عادى بوده كه بنا بر تكرارِ استعمال و تكثار ، عادى شده .
و نيز بايد كه در فصل ربيع از مسخّنات و مرطّبات و افراط در حركات و حمّام و شراب قوى اجتناب لازم دانند ؛ جهت آن كه اينها اعانت بر طبيعت فصل و خلط غالب مىنمايند و باعث تحريك مواد و مزيد علّتاند و لهذا از كثرت تناول لحوم و خمر غير ممزوج و كثرت استحمام و امثال اينها اجتناب و احتراز لازم و واجب دانستهاند .
و تلطيف اغذيه و اشربه و اندك تقليل در آنها ، از بهترين تدابير گفتهاند . و مراد از تلطيف غذا ، نه آن است كه استعمال اغذيه [ اى ] نمايند كه از آنها خون رقيق صافى توليد يابد كه متبادر از آن اين معنى است ؛ زيرا كه اين چنين غذا در غالب امر گرم مىباشد و غذاى گرم در اين فصل لايق نيست ؛ بلكه مراد ، غذاى بارد غليظ است كه مسكّن اخلاط و مغلّظ و معدِّل رقّت آنها باشد .
و نيز مراد از آن ، تقليل مقدار غذا نيست ؛ زيرا كه معده و ساير جوف بدن در اين فصل گرم مىگردند و بنا بر آن ، قوّهء هاضمه قوى مىگردد و محتاج به غذاى بسيار است ؛ پس تقليل غذا در اين فصل و حالت مضرّ است ؛ به جهت آن كه قوّت و شدّت جوع باعث حدّت اخلاط و تحريك آنها است ؛ چنان چه استاد « ابقراط » « 2 » گفته اجواف در فصل شتا و ربيع ، گرم از ما بالطبع مىباشند « 3 » و خواب در آن هر دو اطول مىباشد ؛ پس سزاوار است كه در اين دو وقت ، تناول اغذيه بيشتر باشد ؛ به جهت آن كه حرارت غريزى در اين دو وقت بسيار مىباشد و از
هامش
( 1 ) . ب : بپردازند .
( 2 ) . علاء الدين على بن ابى الحزم القرشى ، شرح فصول ابقراط ، دار العلوم العربيه ، بيروت ، 1408 ه - ، ص 129 .
( 3 ) . ب : مىباشد .