تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 898

مساهمون:

ص٨٩٨
و جماع ، حركت بدنى است كه لازم آن حركت نفسانى است و لازمِ آن است استفراغ رطوبات به خروج منى و تحليل رطوبات و استفراغ ريحِ باعث انتشار روح . و از اين جهت منافع و مضارّ آن بعضى تابع حركت بدنيه و بعضى تابع حركات نفسانيه و بعضى تابع استفراغ رطوبات و بعضى تابع استفراغ روح و بعضى تابع استفراغ ريح است . و جماعِ به حدّ اعتدال ، باعث انعاش حرارت غريزيه و استفراغ فضول و مهيا كنندهء بدن براى قبول غذا و باعث تفريح و عِظَم قضيب و تسكين غضب و زوال افكار رديئه و وساوس سوداويه است و نافع [ است ] جهت اكثر امراض سوداويه ؛ جهت آن كه هرگاه فضولى كه كَلّ و بار بر حرارت غريزيه و ارواح بودند مستفرَغ گرديدند ، حرارت غريزيه لا محاله انعاش و تقويت مىيابد و به سبب كثرت حركات « 1 » عنيفهء قويهء لازمهء جماع و استفراغ منى و احداث حرارت و تجفيف ، بدن قابل و مستعدّ قبول غذا مىگردد . و چون غذا وارد گردد ، به شوق و رغبت متوجّهء هضم و نضج و انجذاب آن مىگردد و به سبب دفع فضول و ابخرهء آن‌ها و رسيدن غذاى جديد ، حرارت غريزيه را انعاش و روح را انارَت و روشنى و تعديل در قوام حاصل مىگردد و اين‌ها همه ، اسباب تفريح‌اند . و به سبب تحريك قضيب در فَرج [ و رسيدن ] به كمال لذّت و توجّه حرارت غريزيه و روح و خون به سوى آن ، قضيب فربه و بزرگ مىگردد ؛ به سبب تسكين ادخنهء حارّهء مكدّرهء از رياح حادثه از فضول مَنَويه به استفراغ . و به سبب لذّتى كه از آن حاصل مىگردد و غضب را فرومىنشاند ؛ به جهت آن كه غضب با لذّات جمع نمىگردد . و به سبب دفع فضول و زوال ابخره و ادخنهء رديئهء متصاعده از آن‌ها به دماغ ، افكار رديئه و وساوس سوداويهء آن‌ها كه مسبَّبات آنند نيز زائل مىگردند و امراض سوداويهء لازمهء آن‌ها نيز زائل مىگردند . [ تبصره ] و چون كسى قوى المزاج و عادى بر جماع باشد و دفعتاً ترك نمايد ، بسا هست كه در امراض مانند دوار و ظلمت بصر و ثقل بدن به سبب فساد منى به احتقان آن و ارتفاع
هامش
( 1 ) . الف : ( حركات ) حذف شده .