ابخرهء رديئهء آن به سوى دماغ و ورم خُصيه و يا حالب « 1 » به سبب امتلاء اوعيه و « 2 » احتباس منى در خصيه و يا اندفاع به سوى كُنج ران و حدوث تورّم و كشيدگى آن . و علاج آن ، اعاده به سوى آن است كه چون اعاده نمايد به زودى زائل گردد ؛ به سبب زوال سبب آن .
و افراط در جماع ، باعث سقوط قوّه و ضعف دماغ و عصب و حدوث امراض عصبانى ، مانند رعشه و فالج و تشنّج و ضعف بصر و ضعف قلب و امراض قلبى از خفقان و توحّش و ضعف كبد و امراض كبدى و ضعف معده و قوّه هاضمه و همچنين ضعف ساير قوا [ مىباشد ] ؛ به جهت آن كه از كثرت استفراغ جوهر منى كه از جوهر اخير از غذاى اخير هضم چهارم است و استفراغ روح نفسانى نيز ؛ زيرا كه بسيارِ مادّه منى از دماغ استفراغ و استخراج مىيابد و لهذا اوّلًا ضعف در دماغ و عصب و چشم عارض مىگردد ؛ به سبب شرافت و كثرت رطوبت و سخافت بنيهء اين اعضاء و تحليل ارواح از آنها و از اعضاء قريبه به آنها .
[ شرايط همسرِ مناسب جهت جماع ] :
و ببايد دانست كه اجتناب از جماع با چند كس واجب و لازم است .
از آن جمله جماع با غلمان است هرچند استفراغ منى آن كم تر است از جماع با زنان ؛ به جهت فقدان معاونت جذب رحِم منى [ را ] و لهذا اضعاف و ضرر آن براى كسانى كه افراط در جماع آنها مىنمايد كم تر است . و ليكن چون محتاج به سوى حركات عنيفهء متعبه است براى استفراغ منى ؛ به جهت آن كه استفراغ غير طبيعى قرارداد الهى ممنوع است شرعا و عقلًا و صاحب آن مستحقّ حدّ [ است ] . و حال آن كه ضعف و ضرر اين ، چگونه از ضرر و ضعف جماع با زنان كم تر است [ ؟ ! ] به جهت آن كه به سبب كثرت حركت عنيفهء متعبه ، تحليل زياده حاصل مىگردد و هرچند تحليل زياده ضعف زياده .
نيز از جماع با عجوزه ؛ به سبب قلّت التذاذ و كثرت فضول رطبه و توسعه و برودت مكان و شدّت حرص و كمال قوّه انجذاب رحم ايشان منى را .
هامش
( 1 ) . الف و ب : جالب .
( 2 ) . الف : ( و ) حذف شده .