تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 897

مساهمون:

ص٨٩٧
بدنيه و غير بدنيه . و به هيجان در نمىآورد شهوت را مگر كثرت منى و شدّت شبق ؛ به جهت آن كه چون منى بسيار شود در اوعيهء خون و از آن ريح توليد يابد به آلات و اعضاء جماع ريح آن منتشر گردد و به سبب احتباس و حدّت خون ، طلب انفصال و اخراج نمايد و اوعيهء آن را تمديدى و اذيتى به سبب ثقل و پُرى آن حاصل گردد [ و لذا ] حركت نمايد براى آن كه خالى گردد و از اذيت ثقل و تمديد آرام و تسكين يابد و نيز مجارى را به سبب حدّت و لذع اثر خود بگزد . و اگر [ منى با اين شرايط ] مندفع نگردد ، محتقن ماند و متعفّن شود در آن . و گاه است كه مستحيل به ردائت و سمّيت گشته ابخره رديه آن چون به قلب و دماغ رسد به سبب ردائت و سميت موجب غشى و صرع و بى خوابى و امثال اين‌ها گردد . [ و ] چون [ در ] اين هنگام اتّفاق جماع افتد و استفراغ منى شود ، عقب آن خفّت و راحت و تفريح در بدن حاصل گردد ؛ به سبب زوال ثقل منى و تمديد اوعيهء آن [ و ] دفع ابخرهء حارهء رديهء آن از قلب و دماغ و آن چه باعث انغمار قوا و حرارت غريزيه كه لازمهء آن‌ها ضعف قوا است . و بعد از آن خواب آيد به سبب استراحت طبيعت . و بسا هست كه آن هنگام حَبل و انعقاد نطفه حاصل گردد . و [ اما ] اگر بر خلاف شرايط مذكوره مجامعت « 1 » واقع شود ، چند مضرّت عارض گردد : يكى : استفراغ منى كه مادّهء آن دم صالح نضيجى است كه استيفاء هضم ثالث عروقى در آن به عمل آمده و شروع به هضم رابع عضوى نموده و لهذا از استفراغ آن اضعاف مضاعف استفراغات ديگر ضعف عارض مىگردد ؛ زيرا كه از اقاصى و امشاج جميع اجزاء بدن - چه مفرده و چه مركّبه - مستخرج مىگردد با حركت عنيفه ؛ به خلاف استفراغات ديگر كه چنين نيستند . دوم : آن كه لازم آن است حركات بدنيه و نفسانيه . سوم : كثرت استفراغ روح ؛ به جهت لذّت و ميل به خارج و تحليل آن ؛ خصوص كه از آن لذّت بسيار يابد يا آن كه انتشار تام نمىباشد مگر آن كه حركت به سبب ارواح كثيره به سوى قضيب آيد و آن ارواح لا بدّ است كه به تحليل روند نزد جماع .
هامش
( 1 ) . الف : مجامع .
خلاصة الحكمة ( فارسى ) — صفحة 897 | محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى