و چون متغير گردد هيأت چشم آن به سوى سرخى - به سبب شدّت لذّت و به حركت درآيد روح او به سوى ظاهر و به مصاحبت آن خون او و ظاهر گردد اثر آن در چشم او به سبب صفاى رنگ آن و گاه متغير گردد شكل چشم و برگردد سياهى آن به سوى بالا و متغير احوال گردد نَفَس او به سبب شدّت مشاركت آن به آلات تناسل ؛ خصوص رحم - و از اين جهت دلالت مىكند اختلاف احوال آن بر اختلاف رحم نزد « ابقراط » - و نفَس او عظيم گردد به سبب سخونت قلب و آلات تناسل به سبب حركت روح و اشتعال حرارت و اشتداد طلب هواى بارد و زن بچسبد به مرد به سبب شدّت شوق و جذب منى ؛ آن هنگام ايلاج ذَكَر و دخول نمايد و پى در پى حركت دهد تا آن كه انزال گردد و انزال او با انزال زن متّحد شود و اين ، جماعى است كه به آن زن آبستن مىگردد - بإذن اللّه تعالى - . و تدابير مذكوره - از ملاعبه و غير آن - براى آن است كه انزال منى زن نسبت به انزال منى مرد دير « 1 » مىباشد ؛ به سبب كثرت مائيت و قلّت حرارت .
و ردىء ترين اشكال آن است كه مرد بر پشت بخوابد و زن را بر خود بالا برد ؛ خصوصاً كه خود از زير حركت نمايد ؛ به سبب آن كه تعب بسيار به او مىرسد و منى به عسرت اخراج مىيابد و بسا هست كه بقيهء از منى در احليل مىماند و متعفّن گشته باعث تقرّح آن مىگردد ؛ خصوصاً كه منى بسيار حادّ و لذّع باشد . و بسا هست كه سيلان مىيابد رطوبات از فرج در منفذ احليل در آن هنگام ، به سبب اتّساع ثقبه و استقامت آن . و از آن در ردائت كم تر ، اشكال ديگر است .
و آن چه معِين بر جماع است [ در ناتوانان ] ، ديدن هيأت مجامعت و نظر بر تسافُدِ حيوانات و قرائت كتب مصنّفهء در باه و احوال و اشكال آن و حكايات اقويه بر جماع و شنيدن آواز رقيق زنان ؛ به سبب تحريك قوّه وهميه ؛ به جهت آن كه آن را تأثير عظيم است در افعال طبيعيه ؛ خصوصا جماع .
نقل است كه شخص اميرى از امراى هند بسيار حريص بر جماع بود ، در آخر عمر كه
هامش
( 1 ) . ب : ديرتر .