آن - به سبب فرط تحليل قوا و ارواح و حرارت غريزيه - برودت عامّهء لازمهء آن عارض جميع بدن مىگردد « 1 » و انطفاء حرارت بالكلّيه به هم مىرسد .
[ اما ] در حالت غلبهء رطوبت [ ممنوع است ] ؛ به جهت آن كه رطوبت ، مرخى و مضعف اعصاب است و ضعف عارض از جماع ، به سبب تحليل رطوبات و سيلان و انصباب آنها به منابت اعصاب و اعضاء ضعيفه و بعيده و اخراج منى مَزيدِ مضعف آن هر دو است .
اما در حالت غلبهء يبوست نيز باعث زيادتى يبوست است ؛ به جهت حركت عنيفهء لازمهء آن كه باعث تسخين است و تسخين ، باعث تحليل رطوبات و تجفيف بدن [ است ] .
و بدان كه در حالت خلأ معده نيز مضرّ است ؛ به جهت آن كه در حين خلأ معده ، حرارت بدنيه [ است كه ] مؤثّر در رطوبات اخلاط بدنيه و اعضاء اصليه و تحليل آنهاست ؛ پس اگر در آن حين جماع واقع شود و حرارت اين مزيد حرارت آن گردد و معاون تأثير در رطوبات اخلاط و اعضاء ، زياده باعث تحليل و افنا و ذوبان اعضاء و دق گردد ؛ خصوصا كه خطا در تدبير واقع شود .
و بدان كه ضرر حاصل از اوقات منهيهء جماع نزد امتلاء و حرارت و رطوبت آن اسهل و اقلّ ضرر است از وقوع آن نزد خلأ و برودت و يبوست مزاج ؛ به جهت آن كه : جماع نزد خلأ و يبس ، موجب سقوط قوّه و نزد برودت مزاج ، موجب انطفاء حرارت غريزيه است و بلاشبهه سقوط قوّه و انطفاء حرارت غريزيه از اعظم مضارّ است .
پس سزاوار است كه در آن هنگام مذكور به شرط آن كه قوّه قوى و انتشار و نعوظ تامّ حاصل شده باشد بدون آن كه به تكلّف خود را بر آن آورد و يا فكر اشخاص و زنان مستحسنهء مرغوبهء لذيذه و يا به نظر به سوى ايشان به جهت انتشار و نعوظ ، چنان چه حاصل مىگردد از كثرت ريح در خونى كه متولّد مىگردد از آن منى و تغذيه مىيابند از آن آلات تناسل .
همچنين حاصل مىگردد از تخيل امور وهميه و تصوّر صور جميله و لذّات حاصله از جماع و ملاعبت با ايشان ؛ زيرا كه تصوّرات وهميه گاه مىباشند به « 2 » سبب حدوث حرارت
هامش
( 1 ) . ب : گردد .
( 2 ) . ب : ( به ) حذف شده .