تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢

مَصّ :

مكيدن

مَصُوص :

غذايى است كه از جوجه مرغ و سبزىهاى سرد و گرم و ادويهء خوشبو درست مىكنند و بعضى آن را با سركه و يا آب ميوه‌هاى ترش مىجوشانند .

مَضْغ :

جويدن

مَطْحُول :

كسى كه طحالش سخت شده باشد ، چه با ورم و يا غير ورم .

مُطَفّىء :

فرونشانندهء حرارت

مُطَيِّب :

خوشبو كننده

مَعاليق :

جمع مِعْلاق و مَعْلوق هر آنچه كه بدوى چيزى آويزند و معاليق كبد عبارت است از آنچه كه كبد از وى آويخته باشد .

مُعَرّا :

خالى

مُعَرِّق :

دارويى است كه موجب تحريك غدّه‌هاى ترشح‌كنندهء عرق مىشود و عرق مىآورد .

مَغابن :

جمع مَغْبن ، پس گوش و زير بغل و بيخ ران را گويند .

مُغَرِّيات :

چيزهاى لزجى را گويند كه بر سطح روده‌ها مىچسبند و دهانهء رگها را بند مىآورند ، مثل : تخم ريحان بارهنگ و غيره .

مَغْص :

پيچش و درد روده‌ها را گويند .

مُغَلّظات :

داروهايى هستند كه قوام رطوبت را غليظتر از معتدل يا غليظتر از آنچه بوده است قرار مىدهند .

مُفْتَقر :

محتاج ، نيازمند .

مُفَتِّيات :

داروهايى كه پراكنده كنندهء باد مىباشند ، مانند : بابونه ، مرزنجوش ، زيره ، باديان و غيره .

مُفَجِّر :

دارويى است كه براى شكافتن بثور ، اورام و دمل‌ها به كار مىرود ، مانند : فضله كبوتر ، أُشَق و غيره .
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 252 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى