ماسك البول :
نگهدارنده بول ، معجونى است كه از خروج بىاختيار بول جلوگيرى مىكند .
ماسكه :
نيرويى است در بدن كه نگهدارندهء ماده است تا عمل هضم انجام پذيرد .
ماشه :
واحد سنجش هند برابر 112 توله يا تولچهء هندى ( هر توله معادل دو مثقال و نيم است ) كه برابر 9 / 0 گرم مىباشد .
ماق :
گوشهء چشم به طرف بينى
ماكيان :
مرغ مادهء خانگى را گويند .
مالح :
شور
مألوف :
انس گرفته ، خو گرفته
ماءُ الْجُبْن :
آب پنير
ماء الشّعير :
آب جو
ماء الفواكه :
آب ميوه
ماء اللّحم :
آبگوشت
مُبَرّدات :
غذاها و داروهايى كه حرارت بدن را فرونشانند و مزاج و طبع را سردى بخشند .
مَبْرَز :
مقعد
مُبَهِّى :
دارو و غذايى است كه تقويت قوهء باه مىكند .
مُتحجّر :
صلب و سخت گشته ، مانند سنگ .
متقرّح :
چرك دار شدن
مُتَقَلَّص :
به هم برآمده ، جمع شده
متواتر :
پىدرپى
مُتَهَبّج :
آماسيده ، ورم كرده