مُثَلَّث :
مثلث طبى عبارت است از سه جزء آب انگور كه يك جزء آب بدان افزايند و مجموع را بجوشانند تا ثلث آن بخار شود .
مَجرّهء بينى :
مجراى بينى به حلق را گويند .
مُجَفّفات :
داروهايى هستند كه رطوبتهاى بدن را از بين مىبرند .
مُجْلِى :
دارو يا چيزى كه رطوبتهاى لزج سطح عضو و دهانههاى منافذ بدن را بر طرف كند ، مانند عسل .
مِجْمَر :
منقلى كه در آن عطريات ، عود و غيره مىسوزانند .
مُحْتَقن گرديدن :
حبس شدن
مِحْجَمَه :
شيشهء حجامت و يا شاخ حجامت كه با آن بدن را بادكش مىكنند .
محرورى :
كسى كه مزاج گرم دارد .
مَحْشُوّ :
پركرده شده ، آگنده
مِحْقَنَه :
وسيلهاى كه با آن حقنه مىكنند .
مُحَلِّلات :
داروهايى هستند كه ماده را آمادهء تبخير مىكنند و سپس ماده بخار مىگردد ، مانند جُندبيدستر .
مُخَلَّل :
در سركه پرورانده شده
مُدِرّات :
داروها و چيزهايى كه ادرارآور است .
مُدَمِّعات :
داروهاى اشكآور
مُدَمّل :
آنچه كه زخم را از چرك پاك كند و دهانهء زخم را به هم آورد ، مانند دَمُ الْأَخوين .
مُدَهَّن :
چرب ، پر روغن
مِدّة :
چركى كه از زخم بيرون مىآيد .
مَذْى :
رطوبتى است كه هنگام نعوظ بر سر آلت مىآيد و مجراى آن بالاتر از مجراى منى است .