تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

نر انگشت :

انگشت ابهام ، شست

نزارت :

كمى ، قلّت

نَزْله :

ريزش فضولات مرطوب از دو بطن مقدّم حلق و ساير اعضاى بدن را گويند .

نَشْف :

خشك كردن

نُضْج :

پخته شدن

نَطْرون :

بورهء سرخ

نُعُوظ :

برخاستن و راست شدن آلت مردانگى در اثر غلبهء شهوت .

نَغْز :

به ، نيكو

نُقْره :

گودى پشت گردن در انتهاى سر

نَقوع :

آنچه را كه در آب بخيسانند ، مانند : مويز ، آلو و غيره .

نَهج :

روش ، طريق ، شيوه

نيم برشت :

عسلى

و

وَجَع :

درد

وَجَع مِسَلّى :

گاهى در بدن دردى ايجاد مىشود كه گويا جوال‌دوز و يا سوزن در بدن فرو مىكنند و اين درد را وجع مسلّى مىنامند .

وَذْى :

رطوبتى است لزج كه همراه بول بر مىآيد و مجراى وذى و مذى يكى مىباشد .

وَرِك :

كفل

وِعاء :

جا ، مكان ، ظرف

ه

هائج :

جوشان ، در جوشش

هاضمه :

نيرويى است در بدن كه عمل هضم را انجام مىدهد .
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 255 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى