تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١

مَراره :

كيسهء صفرا

مراق :

پردهء شكم را گويند .

مُرَبّا :

پرورده

مِرْعُزِى :

پشم نرم را گويند كه در بن موىهاى بز و ميش مىرويد و آن را به فارسى گرگين نامند .

مرهم :

داروى نرم را كه روى زخم مىبندند .

مُرّى :

به آبكامه رجوع شود .

مُزَلّق :

لغزاننده ، دارويى است كه به واسطه قوت نرم كننده و رطوبت لغزاننده‌اى كه دارد ، به حدى سطح عضو را نرم مىنمايد كه آنچه در آن مانده است را تحريك نموده و آماده دفع نمايد ، مانند : آلو بخارا و لعابها .

مُزيل :

زايل كننده ، از بين برنده

مسالك :

مجارى

مَسامّ :

سوراخهاى ريز پوست بدن كه عرق از آنها دفع مىشود و اين لفظ ، مفردى جز كلمهء سمّ ندارد .

مَسْحوق :

كوبيده شده ، آرد شده

مسكوت :

مقصود از مسكوت در متون طب سنتى ، كسى است كه دچار سكته مغزى شده باشد .

مَسّ :

لمس كردن

مَسوح :

دارويى است كه بر بدن مىمالند و در ماساژ دادن بدن افراط نمىكنند .

مَشْوِىّ :

بريان شده

مُشِيل :

بردارنده

مصروع :

كسى كه دچار بيمارى صرع شده باشد .

مُصَفِّى :

صاف كننده
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 251 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى