ساختن ، آن است كه به اسهال و ادرار و تقليل غذا پردازند و روغن شبت و قُسط بمالند و اطريفلات و معجون كمونى بخورانند و تشنه دارند و بر زمين خوابانند و اين نافع است : لك مغسول ، يك درم با سركه ناشتا بدهند ، يك هفته بلكه زياده ، بدن لاغر كند .
تشنّج جلد سر و جبهه :
آنچه عارضى بود ، به تدهين دفع شود و باشد كه به تنقيه حاجت افتد .
تَعَظُّمُ الرأس :
علاجش آن است كه كلاهى سازند از چرم ، چنانچه چست توان پوشيد و آن را بپوشانند و اكثر قدمين و ساقين بمالند و تقليل غذا نمايند .
انتفاخ و حكّهء اصابع : هنگام سرما ، علاجش به آب شور شستن است يا به طبيخ چغندر يا شلغم .
تَقَرُّحُ القَطاة و حُمْرَتُها :
يعنى ريش نشستگاه و سرخى آن . علاجش در اوّل امر و ظهور حمرت ، از خفتن بر پشت و نشستن منع نمايند و روادعات طلاء فرمايند و بعد خراش ، مرهم اسفيداج نهند .
صُنان :
بوى بد كه از بدن آيد ، علاجش بعد تنقيه ، مردار سنگ به گلاب ساييده ، طلاء كردن است و انوشدارو مُطَيّب عرق است .
فَساد الاطراف بالبَرْد :
يعنى سياه و گنده شدن دستها و پايها از رسيدن سردى مفرط . علاجش وقت ظهور كبودى ، پيش از تورم ، روغن زيت ماليدن است يا هر روغن گرم كه موجود بود و بعد ظهور ورم ، قبل از سياه شدن ، در طبيخ اكليل و شبت و حلبه و كتان و مانند آن ، اطراف گذاشتن و آب گرم تنها نيز كافى است . و چون اطراف از اينها برآرند ، روغن گل بمالند و عدس نرم كوفته و به شراب جوشانيده ، بگذارند و بعد بروز سياهى ، شَرْط عميق بر آن زدن است و بعده در آب گرم داشتن ، تا خون بر آيد ، بند نكنند تا كه خود ايستد و بعد بر آوردن از آب ، گل ارمنى به آب و عسل و سركه طلاء نمايند و بعد زمانى به شراب نيمگرم يا به آب و