تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠

فصل پنجم : در امراض متفرّقه .

كثرت قُمَّل و صِيبان :

قمّل شپش است و صيبان بيضهء وى است . علاجش تنقيه بدن است و غسل به آب شور و تجديد لباس ، زود زود . و نوعى است از قُمّل كه آن را قمقام گويند ؛ در مسامّ چسبان مىباشد ، گويا بن موى است و چون گرمى مىرسد به جنبش مىآيند و اين دوا در همه مفيد است : بِعْرُ الضَبّ ، نوشادر ، در سركه حل كرده ، بمالند .

كثرت عرق :

و سببش اگر امتلاى بدن بود از اخلاط ، تنقيه وى نمايند و اگر امتلاى بدن باشد از طعام ، تقليل غذا فرمايند و گرسنه دارند . و اگر ضعف قوّت بود ، تقويت دهند و مازو باريك ساخته ، بمالند و برگ مورد بسوزند و بخور آن بر بدن رسانند . و اغذيهء غليظه ، حبس عرق مىكند و بسيار ناپوشيدن و به هواى معتدل نشستن و عرق را نشف نكردن ، حابس است . و اين روغن با وجود حبس ، مقوى و مانع غشى است و آب سيب و آب گلاب و روغن گل يا كنجد ، برابر به آتش نرم بجوشانند تا روغن بماند . فايده : كثرت عرق كه بر سبيل دفع طبيعت افتد و در روز بحران باشد ، حبس آن نشايد كرد ، مگر چون خوف ضعف پديد آيد .

عَرَقُ الدَّم :

آن است كه خون در عرق آيد . علاجش فصد است و اسهال و تطفيهء خون و بعده تسديد مسامّ به استعمال قابضات بر بدن .

هُزال و سِمَن مفرطين :

لاغرى و فربهى كه به افراط باشد ، مرضى است . و تدبير فربه كردن ، آن است كه نخست ازالهء سبب نمايند ، بعده اغذيه و ادويه مسمّنه دهند و اين عجيب است ؛ صفت آن : تودرى سپيد و سرخ و تخم خشخاش سپيد ، مغز بادام ، حبّ الصنوبر ، حبّ السمنه ، بندق ، حبّة الخضراء ، جمله برابر ، نرم بكوبند و به روغن گاو آميخته و به شكر مقوّم بسرشند و صبح و شام به قدر قوت بخورند و هر چه مرطّب و مغلّظ و جيّد الكيموس باشد ، غذا نمايند . و تدبير لاغر