تَقَشُّف و تَقَشُّر جِلْد :
تقشّف ، درشتى است و تقشّر ، معروف . علاجش تنقيهء بدن است و تدهين به ادهان مرطّبه .
سُحُوج جِلْد :
يعنى خراشيده شدن پوست . علاج : مردارسنگ با گلاب ساييده ، بمالند و اگر قوى باشد و خوف ورم بود ، رگ زنند و خرقه تر كرده بر نهند به شرطى كه در اطراف عضله نبود و الّا وضعِ خرقهء تر نشايد .
فصل سوم : در آنچه به موى تعلّق دارد .
داءُ الثَّعْلَبْ :
آن است كه موى بريزد بى پوست .
داءُ الحيّة :
آن كه موى بريزد و پوست نيز جدا گردد و در اين هر دو ، فساد در جلد لازم . علاج : آثار هر خلط كه پديد آيد ، تنقيهء وى بايد كرد .
انتشار و تساقط شَعْر :
يعنى ريختن موى بى ظهور فساد در جلد . و علاجش نيز حسب سبب توان كرد و انتشار شعر سر كه به آن پوست سر به غايت نرم نمايد ، مسمّاست به علت نُعامه و نعامه را به فارسى شتر مرغ گويند و اين مرض به او بيشتر افتد و تدبيرش حلق سر است زود زود و تدهين سر به روغن آس و روغن آمله ، دائم .
صَلْع :
آن است كه موى وسط سر برود فقط . علاج : آنچه در انتشار گذشت ، همان است ؛ اما اگر در سن پيرى افتد ، تدارك نتوان كرد .
تَشَقُّق شَعْر :
علاجش ترطيب و تدهين است .
نُمُوسه :
آن است كه سر چرب نمايد و علاجش تنقيه است به اطريفلات .
شَيْب :
يعنى سپيدى موى كه قبل از وقت آيد و وقت او كهولت است . و تدبيرش آن است كه يك عدد هليلهء مربّا هر صبح بخورند و در هر ماهى يك هفته اطريفل صغير به كار برند و بعد دو ماه ، مسهل بلغم به عمل آرند و از حموضات و كثرت فصد و جماع بپرهيزند .
فايده : براى محافظت شعر ، روغن لادن و روغن مورد مالند و براى تطويل