تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

تَقَشُّف و تَقَشُّر جِلْد :

تقشّف ، درشتى است و تقشّر ، معروف . علاجش تنقيهء بدن است و تدهين به ادهان مرطّبه .

سُحُوج جِلْد :

يعنى خراشيده شدن پوست . علاج : مردارسنگ با گلاب ساييده ، بمالند و اگر قوى باشد و خوف ورم بود ، رگ زنند و خرقه تر كرده بر نهند به شرطى كه در اطراف عضله نبود و الّا وضعِ خرقهء تر نشايد .

فصل سوم : در آنچه به موى تعلّق دارد .

داءُ الثَّعْلَبْ :

آن است كه موى بريزد بى پوست .

داءُ الحيّة :

آن كه موى بريزد و پوست نيز جدا گردد و در اين هر دو ، فساد در جلد لازم . علاج : آثار هر خلط كه پديد آيد ، تنقيهء وى بايد كرد .

انتشار و تساقط شَعْر :

يعنى ريختن موى بى ظهور فساد در جلد . و علاجش نيز حسب سبب توان كرد و انتشار شعر سر كه به آن پوست سر به غايت نرم نمايد ، مسمّاست به علت نُعامه و نعامه را به فارسى شتر مرغ گويند و اين مرض به او بيشتر افتد و تدبيرش حلق سر است زود زود و تدهين سر به روغن آس و روغن آمله ، دائم .

صَلْع :

آن است كه موى وسط سر برود فقط . علاج : آنچه در انتشار گذشت ، همان است ؛ اما اگر در سن پيرى افتد ، تدارك نتوان كرد .

تَشَقُّق شَعْر :

علاجش ترطيب و تدهين است .

نُمُوسه :

آن است كه سر چرب نمايد و علاجش تنقيه است به اطريفلات .

شَيْب :

يعنى سپيدى موى كه قبل از وقت آيد و وقت او كهولت است . و تدبيرش آن است كه يك عدد هليلهء مربّا هر صبح بخورند و در هر ماهى يك هفته اطريفل صغير به كار برند و بعد دو ماه ، مسهل بلغم به عمل آرند و از حموضات و كثرت فصد و جماع بپرهيزند . فايده : براى محافظت شعر ، روغن لادن و روغن مورد مالند و براى تطويل