يا به آهن سر دهند . و بعد فصد اگر به تليين حاجت آيد ، به مطبوخ فواكه يا مليّن مبارك توان داد .
فايده : آنچه گفته شد ، در ساير اورام همين قاعده را مرعى دارند ، مگر در اورام مغابن كه از دفع اعضاى رئيس باشد ، استعمال روادعات جايز نيست .
سَقاقُلوس :
ورم خبيث عظيم است كه عضو را مىميراند و سياه و فاسد مىگرداند . و علاجش قبل از آن كه عضو سياه شود ، شَرْط عميق زدن است و از نفس عضو خون كشيدن و بعد گرفتن خون ، آرد كرسنه به سكنجبين آميخته ، طلاء نمايند ؛ اما بعد ظهور سياهى در عضو ، بلاتمهّل قطع كنند عضو را تا فساد او به عضو ديگر سرايت نكند ؛ لهذا فصد در اين مجوّز نيست . و اگر عضو قابل قطع نبود ، حوالى آن داغ دهند . و تا كه سقاقلوس مستحكم نشده ، غانغرايا نيز نامند .
حُمْرَه :
ورم صفراوى است كه به فارسى سرخ باده گويند . پس اگر صفراى خالص است ، حمرهء خالصه نامند و وى سوزان و درخشان و ساعى باشد و زرد رنگ . و اگر مركّب با خون است ، سريع السعى نبود و سوزان نباشد و سرخ بود .
علاج : در خالص ، تنقيهء صفرا نمايند و ادويهء سرد و تر طلاء فرمايند همه وقت . در غير خالص ، نخست فصد كنند ، بعده تنقيهء صفرا نمايند . و در تضميد ، قاعده فلغمونى مرعى دارند به اعتبار اوقات .
جَمْرَه :
به پارسى آتشك گويند و اين حبّهايى است كه پهنا مىباشند و سرخ و با درد قوى مىبود ؛ گويا آتش نهادهاند و علاجش تنقيهء صفراست . و اگر خون غالب باشد فصد نيز نمايند و بعضى بر آنند كه خون آن قدر گيرند كه غشى افتد و اين دوا طلاء نمايند كه به جمره مخصوص است : دُردى سركه بر زمين گرم اندازند تا كه بجوشد ، پس برگيرند و كافور آميزند و طلاء سازند و اگر گل ارمنى يا گل سرشوى نيز آميزند ، بهتر باشد .