دُمَّل :
ورم معروف است . علاجش تنقيهء خون و ديگر اخلاط است و سكنجبين خورانيدن و از ابتدا تا سه روز روادعات نهادن و روز چهارم ، اسبغول به سپيدهء تخم مرغ سرشته ، ضماد نمايند . و چون روى به جمع نهد ، بپزند و بشكافند و بعد پاك شدن ريم ، به اندمال كوشند .
ادويهء منضجه :
انجير و عِلْك كوفته ، ضماد نمايند ؛ ديگر خمير گندم به اندك نمك و روغن كتان و عسل آميزند و برنهند .
ادويهء مفجّره :
خمير ترش و تخم مرو و سرگين كبوتر و آهك آب نارسيده به زردهء تخم مرغ و عسل سرشته ، ضماد سازند . و بدانند كه شكافتن به آهن بهتر از شكافتن به دواست .
فايده : اگر همان روز كه دمل ظاهر شود ، آهك به روغن كنجد يا سپيدهء مرغ سرشته ، طلاء نمايند ، زياده نشود .
دُبَيْلَه :
و وى ورمى است بزرگتر از دمل كه درد نكند و عام است كه بر ظاهر بدن پديد آيد يا در باطن آن . و بايد دانست كه مادهء او مختلف الالوان است و متنوّع القوام مىبرآيد ، همچون : گِل سياه و ريزهء سفال و ريزهء ناخن و مانند آن . علاجش بعد تنقيه و تلطيف ، تدبير مرهم داخليون ضماد كردن است و بعد نضج ، شكافتن و بايد كه ماده را به دفعات بر آرند ؛ زيرا كه يكبارگى بر آوردنش ، اكثر غشى مىآرد و بعد پاك كردن از ريم ، پنبهء كهنه در آن پر سازند تا ريم را بچيند ، پس به اندمال جراحت كوشند . و دبيله كه در اعضاى افتد ، هر يك در محلّش گذشت .
خُراج :
و آن نيز ورم بزرگ است كه ميل به جمع كند ؛ تدبيرش همان است كه در دبيله گذشت .
فايده : آماس تا پخته نشود ، نشكافند و بهترين محل شكاف ، آن جاست كه بلند شده باشد و نرم گشته باشد و بايد كه شقّ پايينتر بود تا ماده خوب بر آيد .