آن ، زفت طلاءسازند و اين عمل مكرّر كنند كه مجرّب است . و اگر به آب كرفس مكرّر بشويند ، آلت را بزرگ سازد . و اگر به روغن گوسفند مكرّر چرب نمايند قضيب را و خراطين خشك يا علق ؛ يعنى زالوى خشك و روغن سوسن بسايند و طلاء نمايند ، همين عمل كند .
فصل دوم : در سرعت انزال .
و سببش اگر ضعف ماسكه بود به سبب برودت و رطوبت ، نشان او كثرت بياض و رقّت منى است و فقدان آثار حرارت . و علاجش تنقيه است به مسهلات گرم ، و قى نفع اتمّ ندارد و معجون خبث الحديد و شراب فنجنوش ، نافع . و اگر شهدانه را بجوشانند و به عسل آميزند و بدهند ، به غايت سود دهد . و اگر كثرت منى و غلبهء خون بود ، نشان او اعتدال قوام و كثرت منى است و قوّت آلت . و علاجش فصد است و جماع و تقليل غذا و حموضات ، و هر چه مقلّل منى و خون بود ، بايد داد . و اگر حدّت منى بود ، نشان او رقّت و صُفرت و حُرقت منى است . و علاجش تبريد است و تخم كاهو به غايت سودمند . و اگر ضعف اعضاء بود ، خاصةً رؤسا و نشان او آن است كه با ضعف باه بود و ضعف عضو گواهى دهد و علاجش تقويت آن عضو است .
فصل سوم : در كثرت شهوت .
و سببش اگر كثرت خون و منى بود ، خوبى بدن بر آن گواهى دهد و اين را علاج نشايد كرد كه ضرر دارد ؛ اما اگر ضرور افتد ، به فصد و اسهال و تناول حموضات تقليل نمايند . و اگر حدّت منى بود ، تبريد كافى است و غسل به آب سرد ، نافع تر . و اگر كثرت ماده منى بود فقط ، مع ضعف و قلّت خون ، نشان او كثرت منى و رقّت و بياض است و كثرت نفخ . و علاجش شونيز و تخم سُداب و تخم فنجنگشت دادن است و جوارش كمّون ، نفع تمام دارد . و اگر قوّت اعضاى منى بود مع ضعف اعضاى رئيس ، نشان وى ظهور ضعف است در عضو رئيس ، مع قوّت اعضاى مَنَويه . و علاجش تخدير اعضاى منى است و تقويت ضعف . و اگر ظهور بثور يا قروح يا حكّه بود در اوعيه و مجارى منى ، نشان او غلبهء