يا خلع مثانه ، تدبير وى از مبحث احتباس جويند . و اگر شرب مدرّات ، چون شراب خربزه و مانند آن بود ، ترك سبب نمايند . و اگر زوال فقرات محاذى مثانه بود ، بعد ضربه و سقطه عارض شود ؛ پس زوال اگر به داخل است ، جذب فقار نمايند به مصّ محاجم يا تضميد زفت و اگر به خارج است ، ردّ او نمايند به دست . و آنچه به انقطاع اربطه مثانه انجامد ، علاج نپذيرد .
فصل سيزدهم : در بول الفراش ؛
يعنى در خواب بول كردن . و اين بيشتر به اطفال افتد و علاجش تسخين است و به ازالهء استرخاى عضله كوشيدن ، بدانچه در حبس بول گذشت . و بهترين حيل ، آن است كه از خواب ، مكرّر بردارند و بول كنانند و به شب ، آب و طعام ندهند و اين دوا بايد داد : زيره ، كندر ، حبّ الاس ، هر يك ، پنج مثقال با چهل مثقال عسل بسرشند ، شربتى دو درم .
فصل چهاردهم : در بول الدّم .
و سبب او اگر انفتاح يا انشقاق رگ گرده بود ، نشان وى خروج خون صاف است بى درد و بىامتزاج ريم . پس آنچه اندك اندك آيد ، از انفتاح رگهاست و آنچه بسيار آيد ، از انشقاق رگ است . و علاجش فصد باسليق است و صافن و قرص كهربا و قرص بول الدم دادن و حجامت بر سفره و عانه ، نافع . و آن جا كه حدّت در خون باشد ، آب سرد بر مثانه ريزند و مبرّدات ضماد سازند و خبردار باشند تا خون در مثانه بسته نشود و شربت عنّاب به نقوع گشنيز ، حابس و مطفّى است . و اگر ضعف جگر يا گرده بود كه مائيت را از خون جدا نتواند كرد و بول غسالى بر آن گواهى دهد ، پس اگر ضعف در گرده است ، مايل به سپيدى و غلظت باشد و اگر ضعف در جگر است ، مايل به سرخى و رقّت باشد و علاجش تقويت جگر و گرده است . و اگر تآكل رگهاى اعضاى بول بود ، نشان قروح پيدا باشد و تدبير وى گذشت و قرص كاكنج ، انفع است .