تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
دهند و به آبزن در آرند . و آن جا كه با رطوبت بود ، قى متواتر و ترياق مثروديطوس و انجير نفع كلّى دارد .

فصل هشتم : در حصاة المثانة .

و نشان سنگ مثانه ، حكّهء بيخ قضيب است ، و بعد بول به اندك زمان باز تقاضاى بول شدن و غلبهء نعوظ و تَوَتُّر قضيب يكبارگى پديد آمدن و همچنان فوراً ساكن شدن . اما احتباس ، با عسر بول و درد مثانه هيچ نمىباشد در اين جا ؛ مگر وقتى كه در دهانهء مثانه كه مخرج بول است ، سنگ بند شود . و عام است كه سنگ در ميان مثانه تولد كند يا از گرده به مثانه فرود آيد . و هر گاه درد در گرده و پيغولهء ران بود ، پس ساكن شود ، نشان آن باشد كه سنگ از گرده به مثانه فرود آيد . علاج : آنچه در حَصات كليه گذشت ، به كار برند . و از ادويه هر چه قوىتر بود ، به عمل آرند و روغن عقرب و روغن خسك و مانند آن بر عانه مالند و در احليل چكانند . و اگر ضرور افتد ، به دستكارى بيرون آرند و به جز سنّ هفده و نوزده شقّ مجوّز نيست و مهما امكن ارتكاب اين نتوان كرد ؛ لَانَّ فيه خطراً عظيماً . هر گاه سنگ در مخرج بول بند شود و عسر بول و درد آرد ، بيمار را بر پشت غلطانند و هر دو پاى او بردارند و آب گرم بر عانه ريزند و از اسفل تا اعلى بمالند كه بدين تدبير ، البته سنگ از آن جا بر مىآيد و در جوف مثانه مىافتد و بول گشاده مىگردد و حجر اليهود اصيل ، مجرّب است .

فصل نهم : در حرقت بول .

و سبب سوزش اگر جرب گرده يا مثانه يا لذع مدّه كه از قرحهء اينها آيد ، باشد ، به تدبير جرب و قرحه كوشند . و اگر قرحهء مجراى قضيب باشد ، تدبير وى مىآيد جدا . و اگر گرمى جگر و غلبهء صفرا بود و نشان حرارت جگر و غلبهء صفرا گواهى دهد ، علاجش تبريد است بدانچه در سوء مزاج جگر گذشت . و اگر تعديل كفايت نكند ، به سبب كثرت ماده تنقيه بايد كرد و شياف ابيض با شير عورت حل كرده به روغن گل يا بادام آميخته در احليل چكانند و