تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
كه در مجارى بول افتد و از آن كه مرور بول اذيت مىدهد ، طبيعت از دفع بول احتراز كند و نشان وى ، وجود آثار قروح و بثور است و علاجش از مبحث قروح جويند . و اگر ضربه بود كه بر پشت و مثانه افتد ، بايد ديد كه علت حبس ، حدوث ورم شده يا وقوع تشنّج و تَهَلْهُل در ليف‌هاى مثانه . اگر ورم است ، به تدبير وى رجوع نمايند و اگر تشنّج يا تَهَلْهُل بود ، فصد باسليق نمايند و روغن گل مالش نمايند . و اگر قبض و يبوست بود كه در مجارى بول افتد از حرارت شديد ، نشان وى وجود آثار حرارت است و به مرطّبات نفع يافتن . عدم خروج بول اگر اندك باشد و سهولت آن اگر كثير المقدار مجتمع آيد در مثانه ، علاجش ترطيب و تبريد است . و اگر تشنّج بود كه در مثانه و مجارى بول افتد از انصباب بلغم بر عصبها و رباطها ، نشان وى وجود آثار تشنّج است . و گاهى اگر بول آيد ، اندك و به زرق آيد نه به ادرار ، به خلاف استرخاء و علاجش ازالهء تشنّج است بدانچه گذشت . و اگر ارتفاع خصيه بود ، به تدبير وى كه خواهد آيد ، متوجه شوند . و اگر ضعف حسّ مثانه بود كه از لذع بول خبر نيابد تا به دفع گرايد ، فقدان حس از عدم احساس لذع بول گواهى دهد . و علاجش روغن زعفران يا بلسان چكانيدن است در احليل و چيزهاى خوشبو ضماد كردن و ماء الاصول به روغن بيد انجير نوشانيدن و ترياق كبير خورانيدن . و اگر امتلاء باشد ، قى مقدم دارند . و اگر خلع مثانه بود ، تدبير خلع گذشت . و اگر ورم عضوى مجاور يا آفت عضو مجاور بود ، تدبير آن عضو بايد كرد . و اگر زوال فقرها كه محاذى مثانه است بود ، به ردّ فقار كوشند و در سَلَس البول اين را مشروحاً بگويم .

فصل يازدهم : در تقطير البول .

و اسباب وى از مبحث احتباس معلوم شود و حسب آن سبب ، معالجه توان كرد .

فصل دوازدهم : در سَلَسُ البول ؛

يعنى برآمدن بول ، بىاراده . و سببش اگر استرخاى مثانه بود يا سوء مزاج گرم كه بر مثانه افتد يا ورم كه در اعضاى مجاور افتد
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 167 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى