بيست و دو ساعت ، تندرستى نباشد . و بدانند كه سكنجبين سفرجلى كه مقدارى زنجبيل سوده در وى آميزند ، همهء علتهاى معده را كه بسيار گرم نباشد ، نفع مىدهد ؛ در يك من سكنجبين ، يك اوقيه زنجبيل مىكنند و حسب حاجت مىدهند .
فصل چهارم : در هيضه .
و اين مرضى است كه مواد فاسد غير منهضم از بدن به معده آيد و به اسهال و قى بر آيد بشدّت تمام . و باشد كه قى نيايد و همگى ماده به اسهال مفرط گرايد ؛ ليكن از غثيان خالى نباشد . و اگر چه اين مرض حاد است و خطر دارد ؛ ليكن افراط اسهال و شدّت ضعف و سقوط نبض و ظهور تشنّج در اين چندان مخوف نيست ؛ به تدبير نيك ، زود همهء عوارض زايل مىگردد ، خصوص در اطفال . حاصل آن كه معالج دلير بايد تا از صعوبت اعراض نترسد .
علاج : از هر سبب كه باشد ، جهد كنند تا مادهء فاسد بتمامه برآيد به قى يا به اسهال . و زود بند نكنند بلكه اگر دانند كه به فراغت نمىآيد ، مدد كند به مقيّئات و مسهلات مناسبه و عند خوف ضعف ، حسب مزاج حبس نمايند و قشر ليمون در دهان داشتن ، حابس است . و آن جا كه تشنگى و حرارت باشد ، ترياق فاروق و ديگر گرميها زنهار ندهند و اين چند چيز در همه جا ياد دارند .
بدان كه هيضه از هر سبب كه باشد ، بيمار را هيچ حركت ندهند و هر چه به غذا ماند ، نخورانند مگر وقت ضرورت . و خفته دارند اگر چه خواب نيايد كه در اين علّت ، هيچ تدبيرى به از ساكن ماندن و ناخوردن نيست و جمله تدابير منوّمه به كار برند ، شايد كه خواب آيد . و بعد از سكون هيضه تا كه قوّت به حال آيد ، غذا كمتر و لطيفتر دهند .
فايده : مغالطه در عوام افتاده كه هر گاه آخر شب ، قريب به صبح قى كنند از آن سخت مىترسند و بلاتحاشا ترياق فاروق و قرنفل و امثال آن گرميها مىدهند و به تب و به حرارت مبتلا مىگردانند . پوشيده نماند كه قسمى است از قى كه آن را زنگارى گويند و حدوث وى مهلك است و غشى و ضعف لازمهء آن است ؛ خواه