تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
ساذج ، تعديل و در مادى ، تنقيه و در تكثيف مسامّ ، تفتيح به استحمام و در ضعف جگر ، تقويت و در سدّه منفذ و سپرز و معده ، تنقيه سپرز و تدبير عِظَم طحال و در بطلان حسى ، تقويت دماغ نمايند ؛ زيرا كه عصبى از دماغ بر فم معده آمده است . فايده : گاه باشد كه قلّت خون در بدن و ترك عادات و غم و همّ و جز آن ، باعث فتور شهوت شود و تدبير آن به استعمال آنچه مناسب است توان كرد . و اگر ديدان امعاء ، مسقط شهوت شده باشند ، به علاج آن كوشند و كذلك از هر وجهى كه باشد ، حسب سبب تدارك نمايند .

ذكر ادويهء مشتهيه :

سكنجبين سفرجلى و شربت ليمون و نعناع سبز ، سركه و پياز يا سركه و ماهى شور و انار ترش و شربت پودينه و مانند آن .

فصل ششم : در فساد شهوت ؛

يعنى آرزوى چيزهاى ناخوردنى ، چون گل و امثال آن ؛ چنانچه حامله‌ها را مىافتد و اين را وَخَم نيز گويند . زنى را ديدم كه به خوردن پنبه و كاغذ آرزو داشت . بالجمله سبب اين ، اجتماع خلط فاسد است در معده و علاجش تنقيه آن . امّا در حوامل به طبع بايد گذاشت كه بعد سه ماه در اكثر خود به خود زايل مىگردد . و استخوان كبوتر بچهء بريان كرده خاييدن و آب او فرو بردن ، آرزوى تباه ، خصوص كه بر گِل باشد دور مىكند از حوامل و غير حوامل . و استخوان درّاج و تَذَرْو و بچهء مرغ خانگى هر واحد بريان كرده همان عمل دارد و نانخواه و زيره خاييدن و آب او خوردن ، نافع است .

فصل هفتم : در شهوت كلبى .

و اين علّتى است كه آدمى سير نشود و سبب اين اگر سوء مزاج باردِ مكثّفِ غير مفرط باشد كه بر فم معده بيفتد ، قلّت عطش و كثرت نفخ گواهى دهدو علاجش تسخين فم معده است به خاييدن نانخواه و جز آن و ماليدن جوزبوا و سنبل الطيب بر فم معده . پس اگر با ماده بلغم بود ، تنقيه او مقدّم دارند . و اگر از سودا باشد كه از سپرز بيشتر بر فم معده ريزد و لذع شديد و حرقت فم معده در حالت خُلُوّ پديد آيد و تا غذا نخورند سوزش نايستد ، علاجش تنقيهء
ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 119 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى