فصل ششم : در تغيّر رنگ دندان .
صفرت و سياهى و بادنجانى ، نشان سودا و جصّى ، نشان بلغم غليظ . علاج : حسب ماده تنقيه نمايند ، پس در صفرت ، آرد عدس با سركه و در سودا ، بيخ كبَرَ و روغن گل و در بياض ، روغن مصطكى بايد ماليد .
فصل هفتم : در تحرّك اسنان ؛
يعنى جنبش دندان . علاج : آنچه در صبيان و شيخان افتد به اقتضاى طبيعت ، مزاحم او نشود ؛ اما آنچه از اسباب غريبه افتد ، تدارك او بايد كرد حسب سبب و بيشتر از غلبه رطوبت و جوش خون و فساد لثه باشد . فصد قيفال و چهار رگ و حجامت ذَقَن و ارسال عَلَق بر لثه ، نفع تمام دارد و سنونهاى مقوى نافع است . و هر گاه دوا سود ندهد و حاجت به كندن آيد ، نخست آن را از بيخ سست كند ؛ بدين طريق كه بن دندان را به مِبْضَع بيارند ، پس برگ انجير باريك كوفته با شير انجير خام بمالند ، دو سه روز اين عمل كرده ، بكشند كه بلا تصديع منقلع خواهد شد .
فصل هشتم : در تزايد السنّ ؛
يعنى آكنده شدن يا دراز شدن دندان . علاج :
اگر غلبهء خون بود ، رگ زنند و مسهل دهند و اين با درد مىباشد . و اگر بلغمى بود ، بىدرد باشد ؛ مسهل بلغم بايد داد . و اگر زيادتى حقيقةً نباشد ، بلكه دندانى صلب بود و چون دندانهاى ديگر ساييده شود ، روى دراز نمايد ، تدبير او قطع آن است به آلت مخصوص اين كار .
فصل نهم : در حِكّة الاسنان ؛
يعنى خارش دندان . و در اين حالت ، باز نمىتواند ماند بيمار در بر هم ساييدن دندان و خاييدن اشياء . علاج : تنقيهء بدن و دماغ كنند و از تيز و ترش و شور پرهيزند و به سركه كه در وى بيخ حمّاض مطبوخ بود ، مضمضه نمايند .
فصل دهم : در صَرير الاسنان فى النوم ؛
يعنى بر هم ساييدن دندان در خواب . علاج : اگر امتلاء بود ، تنقيهء دماغ كنند و روغن قُسط بر گردن مالند و الّا تعديل