فصل چهارم : در تَقَلُّص الشَفَة ؛
يعنى خرد شدن و كشيده شدن لب . علاج :
آنچه از تشنّج امتلايى بود ، تنقيه كنند و روغنهاى گرم مالند . و آنچه از تشنّج يابس افتد ، تدارك نپذيرد . و در اطفال آنچه مولودى بود ، در ايام طفوليت به كشيدن و راست بستن باشد كه اصلاح گيرد .
فصل پنجم : در بواسير الشَفَة ؛
يعنى فزونى كه در لب زيرين پديد آيد .
علاج : تنقيهء خون سودا نمايند و به مراهم اصلاح فرمايند .
فصل ششم : در ورم الشَفَة ؛
يعنى آماس لب . علاج : حسب الخلط ، تنقيه نمايند و اضمدهء مناسبه به كار برند و حُضُض با شيرهء عنب الثعلب طلاء كردن اثر تمام دارد ؛ خصوص در حارّ ، اما در ابتدا .
فصل هفتم : در بثور لب .
و علاجش نيز تنقيه است .
فصل هشتم : در قروح لب . علاج :
به مراهم پردازند .
فصل نهم : در اكلهء لب . علاج :
آنچه در اكلة الفم گذشت ، به كار برند . فايده :
هرگاه سوء مزاج بر لب افتد ، علامات وى دريافته ، تدارك نمايند .