تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠

فصل بيست و هفتم : در نزول الماء ؛

يعنى فرود آمدن آب در چشم . و اين رطوبتى است كه اندك اندك يا يكبارگى از سر فرود آيد و در ثقبه عنبيّه بايستد . پس اگر آب غليظ باشد و تمام ثقبه را درگيرد ، بصارت بالكل باطل شود و اگر سوراخ بعضى از ثقبه مكشوف بود ، همان قدر ديده شود . و آن جا كه آب رقيق بود ، اگر چه همهء ثقبه را درگيرد ، ليكن منع رويت بتمامه نمىكند بنا بر رقّت و اين قسم را منتشر رقيق گويند . و علامت نزول الماء ، بعد نزول تامّ از تغيّر مردمك و بطلان بصر پوشيده نيست ، اما در ابتدا از خيالات راسخه روز افزون توان يافت . علاج : در ابتدا بى توقف داغ كنند بر شريان بناگوش و داغ پخته بايد تا رگ بسوزد و بعد داغ ، سه روز حرام مغز بمالند ، بعده پنبه به روغن كنجد آميخته ، گذارند و هر چند كه داغ بترايد ، بهتر باشد و از چيزهاى غليظ و جماع پرهيزند . و بعد نزول ، چون يك سال بگذرد و آب از ماليدن چشم متّسع همىشود ، دستكارى بايد كرد ، اما بعد فصد و جُلّاب ، تا بى آفت باشد . فايده : خيالات چون از شش ماه در گذرد و نزول ماء نشود ، آن خيالات موجب نزول الماء نمىگردد . و بدانند كه تخم نيل باريك ساخته در چشم كشيدن ، در ابتدا منع نزول مىكند و رگ پس گوش گشادن نيز مانع مىشود . و اما داغ به شرطى كه بر شريان افتد و پخته بود ، البته منع نزول الماء مىنمايد ؛ بامر اللّه تعالى . و بعد نزول ، نه دوا سود مىدهد نه داغ ، مگر قدح ؛ يعنى دستكارى و طريقش معروف است . و بعضى جا ديده شده كه صاحب نزول الماء را صدمهء قويه بر سر افتاده و معاً باصره بگشاد . و اقسام اين مرض بسيار است : غَمامى ، زيبقى ، جصّى ، آسمانجونى ، منتشر رقيق ، زجاجى ، اخضر ، ابيض به روى ، اصفر ، احمر ، ذهبى ، ازرق ، اسود . و از اينها هيچ يكى قابل قدح نيست مگر بعد اصلاح و آنچه قابل قدح است ، سپيد صاف است كه از مالش چشم متّسع گردد .

فصل بيست و هشتم : در سُدّهء عصبهء مجوّفه كه بى نزول الماء بود .

ميزان الطب ( فارسى ) — صفحة 60 | نصيرى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى