قوّت دهد ، دخان روغن بنفشه مىكشند .
فصل سى و سوم : در قُمُور ؛
يعنى كلال و ضعف كه در بصر افتد ، از كثرت نظر كردن به برف يا به روشنايى . علاج : خرقهء سياه بر وجه آويزند و لباس و فراش همه سياه سازند و شير در چشم دوشيدن و بادام خاصة تلخ ، كوفته بر چشم نهادن ، در قمور نزلى اثر تمام دارد .
فصل سى و چهارم : در سِلُ العين ؛
يعنى لاغرى چشم و ضعف لازمهء اين است . علاج : در ترطيب كوشند و اگر سُدّه باشد ، تنقيه و نضج نيز به عمل آرند .
فصل سى و پنجم : در بُغْضُ العين ؛
يعنى ديدن به جانب شعاع خوش نيايد . اگر از گرم شدن روح افتد ، علاجش ترطيب و تبريد است و اگر به عارضهء رمد و جز آن افتد ، به ازالهء سبب كوشند . فايده : در بيان معرفت مزاج چشم . بدان كه مزاج اصلىِ خاصهء چشم ، گرم و تر است و گر نه چنان بود ، مزاج خاصه نباشد . و نشان گرمى چشم ، سرعت حركت و ظهور رگها و حرارت مَلْمَس و حمرت لون اوست . و نشان سردى ، ضد اين . و نشان ترى چشم ، بسيارى چرك و اشك است و بزرگى چشم . و نشان خشكى ، ضد اين . و گرمى و ترى چشم سياه ، افزون از همه لونهاست ؛ لهذا نزول الماء و ديگر علّتهاى بخارى در چشم سياه ، اكثر افتد .